بررسی ادعای قائمیت توسط احمد الحسن بصری | یمانی پدیا | دانشنامه مجازی مدعیان مهدویت
یمانی چه کسی است؟

بررسی ادعای قائمیت توسط احمد الحسن بصری

یمانی همان قائم است؟

چکیده

در فرهنگ اسلامی، قائمیت، به معنای اعتقاد به مصلحی جهانی است که در آخرالزمان قیام می‌کند و با قدرت، دنیا را به عدل و داد سوق می‌دهد. این مصلح و قائم نیز بنابر اعتقاد شیعیان کسی نیست جز امام دوازدهم حضرت حجت بن الحسن العسکری (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف).

احمد الحسن بصری که یکی از مدعیان دروغین وصایت و نیابت است به زعم باطل خود، «قائمیت» را از امام مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) سلب کرده و خود را مهدی اول و قائم آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌داند. از طرفی او با استناد به برخی روایات از کتب معتبر شیعه، خود را دارای مقام قائمیت می‌داند.

در این مقاله ادعای فوق و مصداق قائمیت که مختص امام مهدی (علیه‌السّلام) است، مورد بررسی قرار می‌ گیرد.

کلمات کلیدی: قائمیت، قائم، امام مهدی، احمد الحسن بصری

مقدمه

بر خواننده‌ی گرامی پوشیده نیست که مقصود اساسی از ادِّعاهای احمد اسماعیل و یاران او درباره‌ ی یمانی، نه اثبات مقامات عظیم شخصیت یمانی که نبرد با امام عصر (عجّل الله فرجه) و سلب تمام فضیلت‌ های ثابت آن حضرت است. احمد اسماعیل و یارانش برای رسیدن به هدف‌های شیطانی خود، یمانی را وسیله ‌ای برای این امر قرار داده و هر آن چه را که در روایات متواتر برای امام مهدی منتظر (عجّل الله فرجه الشریف) ثابت است، به یمانی نسبت داده‌ اند.

از جمله اموری که این افراد در اثبات آن برای یمانی – که بنا بر ادِّعایشان همان احمد اسماعیل است – کوشش کرده‌اند، این است که او قائم آل محمد و مهدی آخر الزمان است.

استدلال فرقه یمانی

عبد الرزاق دیراوی ذیل عنوان (یمانی همان قائم آل محمد و مهدی آخر الزمان می‌باشد) چنین گفته است:

در کتاب کافی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند:

«كُلُّ رَایةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»  1

«هر پرچمی که پیش از قیام قائم بلند شود، صاحب آن طاغوت است و به جای خدا عبادت خواهد شد.»

معنای این روایت چنین است که به طور مطلق، هر پرچمی پیش از قائم باشد پرچم گمراهی است و صاحب آن طاغوتی است که به جای خدا عبادت می‌شود و از این حکم تنها پرچم قائم استثنا شده است.

همچنین درکتاب غیبت نعمانی روایتی با این مضمون آمده است؛

«… لَيْسَ فِي الرَّايَاتِ رَايَةٌ أَهْدَى مِنْ رَايَةِ الْيَمَانِيِّ هِيَ رَايَةُ هُدًى… هیچ پرچمی هدایت یافته‌تر از پرچم شخصیت یمانی نخواهد بود. پرچم او هدایت و درستی است …»2

طبق این روایت، پرچم یمانی که پیش از امام مهدی است، پرچم هدایت و بلکه هدایت یافته‌ترین پرچم‌هاست؛ پس چگونه باید تعارض بین روایت یمانی و روایتی که پیش‌تر از کافی نقل شد را برطرف کرد؟

عبد الرزاق دیراوی در پاسخ به این سؤال می گوید:

آشکار است که هر راه حلّی برای این تعارض باید بر اساس مضمون هر دو روایت و بی هیچ کاستی از آن دو باشد.

تنها راه حلّی که در اینجا وجود دارد این است که بگوییم پرچم قائم و یمانی یک پرچم است؛ این امر موجب تقویت این حقیقت خواهد بود که قائم همان یمانی است. همچنین، روایتی که تصریح می‌کند فرمانده‌ی لشکر غضب یا رهبر سیصد و سیزده یار، خلیفه‌ای یمانی است نیز به همین حقیقت اشاره دارد.3

پاسخ ما

۱.علاوه بر این که در روایات هیچ نصی بر قائم بودن یمانی نداریم، حتی یک روایت هم وجود ندارد که یمانی را به عنوان قائم (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) معرفی کند بلکه روایات متواتر زیادی وجود دارد که امام دوازدهم حضرت حجت بن الحسن (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) را قائم آل محمد ‌معرفی نموده‌اند، در حقیقت مؤید این مطلبند که قاِئم و مهدی یک فرد هستند.

نمونه ای از روایات در تأیید این مطلب به شرح زیر است:

الف. «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه‌السلام قَالَ: یَکُونُ تِسْعَهُ أَئِمَّهٍ بَعْدَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ تاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ. می‌باشد نُه امام بعد از حسین بن علی، نهمین آنان قائم آن‌ها است».  4

ب. «تاسِعُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَمْلَأُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ نُوراً بَعْدَ ظُلْمَتِهَا وَ عَدْلًا بَعْدَ جَوْرِهَا. نهمین آن‌ها همان قائمی است که زمین را خدا بوسیله او از نور و عدل پر می کند بعد از ظلم و جور زمین». 5

ج. «عنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه‌السلام فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتَ الْقَائِمُ بِالْحَقِ فَقَالَ أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ لَکِنَّ الْقَائِمَ الَّذِی یُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَمْلَؤُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِی لَهُ غَیْبَهٌ یَطُولُ أَمَدُهَا… . یونس بن عبدالرحمن می‌گوید که بر امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) وارد شدم و گفتم: ای پسر رسول خدا! شما همان قائم به حق هستید؟ حضرت فرمودند: من قائم به حق هستم اما آن قائمی که زمین را از دشمنان خدا پاک می‌کند و آن را از عدل پر می‌کند همانطور که از ظلم و جور پر شده او پنجمین از فرزندان من است و برای او غیبتی است که پایانش طول می‌کشد».  6

د. مرحوم شیخ طوسی در سلسله سند خود نقل می‌کند که ابوسعید خراسانی می‌گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا مهدی و قائم یک نفر است؟ فرمود: آری. گفتم: چرا ایشان را مهدی نامیده‌اند؟

امام صادق علیه السلام فرمود: «لِأَنَّهُ یهْدَی إِلَی کُلِّ أَمْرٍ خَفِی وَسُمِّی الْقَائِمَ لِأَنَّهُ یقُومُ بَعْدَ مَا یمُوتُ إِنَّهُ یقُومُ بِأَمْرِ عَظِیمٍ. چون به هر امر و کار مخفی هدایت و رهنمون می‌شود. و به این جهت قائم نامیده شده، چون بعد از آن که نامی از وی نیست قیام می‌کند، او به امر عظیمی قیام خواهد کرد». 7

۲.در روایات آخرالزمان، یمانی یکی از علائم ظهور حضرت قائم (عجّل الله فرجه الشریف) ذکر شده است، بنابراین یمانی شخصیتی غیر از قائم اهل بیت می‌باشد و علامت یک چیز، با خود آن چیز متفاوت است.

الف. امام باقر (علیه‌السلام) ضمن حدیثی اشاره به برخی علائم ظهور کرده فرمودند:

«وَ خَرَجَ السُّفْیَانِیُّ مِنَ الشَّامِ وَ الْیَمَانِیُّ مِنَ الْیَمَنِ وَ خُسِفَ بِالْبَیْدَاءِ وَ قُتِلَ غُلَامٌ مِنَ آلِ مُحَمَّدٍ صلی‌الله‌علیه‌وآله بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ النَّفْسُ الزَّکِیَّهُ وَ جَاءَتْ صَیْحَهٌ مِنَ السَّمَاءِ بِأَنَّ الْحَقَّ فِیهِ وَ فِی شِیعَتِهِ فَعِنْدَ ذَلِکَ خُرُوجُ قَائِمِنَا… و خروج سفیانی از شام و یمانی از یمن و… پس در این هنگام خروج قائم ماست». 8

ب. در روایت دیگری امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ الصَّیْحَهُ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الْخَسْفُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّهِ وَ الْیَمَانِی. پنج علامت قبل قیام قائم است، صیحه و سفیانی و خسف و قتل نفس زکیه و یمانی» 9

در این روایات و سایر احادیث مشابه کاملاً مشخص است که شخصیت قائم (علیه‌السلام) جدای از جایگاه یمانی است.

۳.اگر ملاک «پرچم هدایت» باشد؛ پیروان احمدالحسن باید قائل به قائمیت سید خراسانی هم ‌باشند زیرا او هم در روایات از علائم قبل ظهور بوده و خروجش، هم زمان با سفیانی و یمانی است و پرچمش هم، پرچم هدایت می‌باشد.

۴.سخن امام صادق (علیه السلام) که فرموده‌اند: «هر پرچمی که پیش از قیام قائم باشد صاحبش طاغوتی است که به جای خدا عبادت می‌شود»، ارتباطی به پرچم یمانی و مانند آن ندارد. زیرا منظور از پرچم‌هایی که صاحبان آن طاغوت‌هایی هستند که به جای خدا پرستش می‌شوند، پرچم‌های مخالف دعوت امام مهدی (علیه السلام) است، مانند پرچم سفیانی و امثال آن، یا پرچم‌های ناشناسی که صداقت صاحبان آن‌ها مشخص نیست، چرا که آنان اگر چه در ظاهر مدَّعی حق باشند امّا طاغوت‌هایی هستند که به جای خدا عبادت می‌شوند.

امّا پرچم‌هایی مانند یمانی و خراسانی، امام معصوم (علیه السلام) بر هدایت آن‌ها تصریح کرده و خبر داده است که صاحبان آن‌ها به یاری امام مهدی (عجّل الله فرجه الشریف) در مقابل دشمنان آن حضرت برخواهند خواست و به ایشان در دعوتشان کمک خواهند کرد و توسط معصومان (علیهم السلام) صداقت آنان در دعوتشان برای ما آشکار شده است، و می‌دانیم که ایشان با یاری امام، چیزی از اهداف دنیوی را نمی‌خواهند.

بنابراین تردیدی نیست که منظور از پرچم‌های گمراهی که مورد نکوهش واقع شده‌اند نمی‌تواند این موارد باشد، و این افراد یقیناً نمی‌توانند طاغوت‌هایی باشند که به جای خداوند عبادت شوند.

به دیگر سخن، این پرچم‌ها از عمومیت سخن امام (علیه السلام) که فرمودند: «هر پرچمی که قبل از قیام قائم برافراشته شود صاحب آن طاغوت است و به جای خدا عبادت می‌شود» خارج می‌باشند. چرا که تصریح شده که آن‌ها پرچم‌های هدایت هستند، و بنابراین عمومیتِ سخن پیشین امام معصوم تخصیص بر می‌دارد؛ بلکه از باب تخصّص (خروج موضوعی) نیز آن پرچم‌ها از روایتی که نقل شد خارج می‌باشند، چرا که محال است صاحب پرچم هدایت، طاغوتی باشد که به جای خداوند عبادت شود.

این امر به ما نشان می‌دهد که حدیث مورد نظر مربوط به پرچم‌های گمراهی است که در روایات به عنوان پرچم‌های هدایت معرفی نشده‌اند. به این ترتیب، نادرستی ادِّعای عبد الرزاق دیراوی نیز مشخص می‌شود که گفته است: «پرچم یمانی و قائم یکی هستند».

صحیح این است که این دو، پرچم‌هایی مختلفند که یکی از آن دو به دیگری دعوت می‌کند.

۵. پرچم یمانی به این دلیل پرچم هدایت شده که به امام مهدی (عجّل الله فرجه الشریف) دعوت می‌کند نه به خودش؛

در حدیث امام باقر (علیه السلام) نیز چنین آمده که:

«لَيْسَ فِي الرَّايَاتِ رَايَةٌ أَهْدَى مِنْ رَايَةِ الْيَمَانِيِّ هِيَ رَايَةُ هُدًى لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى صَاحِبِكُمْ»‌.

 «در میان پرچم‌ها، هدایت یافته‌تر از پرچم یمانی نیست، آن پرچم هدایت است، چون به صاحب شما دعوت می‌کند». 10

احمد اسماعیل و یارانش این روایت را مهم‌ترین دلیل و استناد خود قرار داده‌اند، حال آن که روشن است که منظور از سخن امام که فرموده‌اند: «چرا که او به صاحب شما دعوت می‌کند» دعوت به امام زمان است.

واضح است که در صورت یکی بودن یمانی و امام زمان، چنین تعبیری و بیان چنان علّتی نادرست می‌بود، چرا که لازمه‌ی ادِّعای عبد الرزاق دیراوی درباره‌ی یکی بودن شخصیت یمانی و قائم چنین خواهد شد که علّت هدایت‌یافته‌تر بودن پرچم یمانی، دعوت به خودش است! آشکار است که چنین علّتی نادرست است چون صاحبان تمام پرچم‌ها به خود دعوت می‌کنند. پس چرا پرچم یمانی بین آنان پرچم حق شده باشد و نه دیگران؟

نتیجه گیری

فرقه احمد اسماعیل با تحریف و سوء‌برداشت از متون روایی، مدعی است که «یمانی» همان «قائم آل محمد (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)» است، در حالی‌که چنین ادعایی هیچ پشتوانه‌ای در روایات معتبر شیعه ندارد بلکه بر اساس روایات متعدد و متواتر، قائم آل محمد، نهمین فرزند امام حسین (علیه‌السلام) است که زمین را پر از عدل و داد می کند.

اگرچه خودِ اهل بیت علیهم السلام بیان کرده اند که تمام ما ائمه از حیث معنایی قائم بامرالله هستیم چرا که اقامه ی شریعت الهی به دست ماست اما تأکید کرده اند که انصراف صفت قائم و اصطلاح و شهرت آن به عنوان یک لقب تنها در مورد یک نفر صادق است و او همان موعود همیشگی و قائم معروف و مشهوراست که با عبارت «یَمْلَؤُا الاَرضَ قِسطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً» شناخته می شود و شخص و شخصیت او یک نفر بیشتر نیست و وجود صدها نص دلالت بر این امر دارد که قائم و مهدی همان حجه بن الحسن العسکری (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)» است.

بنابراین هیچ روایت یا نصی که دلالت بر قائم بودن یمانی داشته باشد، وجود ندارد. در واقع، یمانی یکی از نشانه‌ها و زمینه‌سازان ظهور قائم است، نه خودِ قائم.

احمد اسماعیل و پیروانش واضحات را منکر می‌شوند و در بدیهیات به جدال می‌پردازند، متواترات را مردود می‌شمارند و حقّ آشکار را با وجود آنکه از آن آگاهی دارند رد می‌کنند.

بنابراین، ادعای قائم بودن یمانی مردود و تلاشی برای مشروع جلوه دادن ادعایی باطل و گمراه‌کننده است.

پی نوشت

  1. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، داراکتب الاسلامیه، ج ۸، ص۲۹۵
  2. الغیبة نعمانی، محمد بن ابراهیم بن جعفر نُعمانی، ج۱، ص ۲۵۵و۲۶۴
  3. جامع الأدلة، عبدالرزاق دیراوی، ص ۱۲۱
  4. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، داراکتب الاسلامیه ، ج۱، ص۵۳۳
  5. بِحارُ الاَنوار الجامِعَةُ لِدُرَرِ أخبارِ الأئمةِ الأطهار، محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، ج۳۶، ص۲۵۳
  6. کَمالُ الدّین و تَمامُ النّعْمَة یا اِکْمالُ الدّین و اِتْمامُ النّعمَة، محمد بن علی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق، ج۲، ص۳۶۱
  7. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، داراکتب الاسلامیه ، ج۱، ص۳۳۱
  8. کَمالُ الدّین و تَمامُ النّعْمَة یا اِکْمالُ الدّین و اِتْمامُ النّعمَة، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق، ج۱، ص۳۳۰
  9. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، داراکتب الاسلامیه، ج۸، ص۳۱۰
  10. الغیبة للنعمانی، ص ۲۶۴

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *