چکیده
مقاله ی حاضر با استناد به روایات معتبر شیعه تأکید می کند که نشانه ی اصلی و قطعی قیام یمانی، خروج او از یمن است. وصف «یمانی» در تمامی متون روایی به جغرافیای یمن اشاره دارد و هیچ سند معتبری از بصره به عنوان خاستگاه او نام نمی برد.
ولی احمد اسماعیل بصری، مدعی است یمانی از بصره آمده نه از یمن، لذا پیروان احمد اسماعیل در تلاشند تا از یمانی معنای دیگری برداشت کنند و دراینباره چنین آورده اند: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمود همانا ایمان در مکه ظهور کرد و مکه در تهامه و تهامه در سرزمین یمن است پس حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآله) و خاندان ایشان همگی یمانی هستند و احمدالحسن نیز به تبع یمانی است.
در این مقاله با تکیه بر منابع روایی معتبر شیعه و بررسی تطبیقی ادعای احمدالحسن، بررسی می کنیم که میان کلام رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و کلام جزری (صاحب روایتی که یمانی ها بدان استناد کرده اند) خلط شده است و این برداشت از کلام رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و هرآنچه اتباع احمد از واژه ی یمانی در روایات تأویل می کنند و ادعای خروج وی از بصره خلاف واقع است و هیچگونه انطباقی با احمدالحسن بصری ندارد. بنابراین، امکان اینکه یمانی از بصره بیاید وجود ندارد و یمن تنها مبدأ قطعی قیام اوست.
کلمات کلیدی: یمانی، احمد اسماعیل بصری، علائم ظهور، یمن، بصره، تهامه
مقدمه
موضوع ظهور امام مهدی (عجّلاللهفرجهالشریف) و علائم آن، یکی از مباحث محوری در مهدویتشناسی شیعه است. در این میان، شخصیت «یمانی» جایگاهی ویژه دارد، با این حال، گاه شبهه ای مطرح می شود که خاستگاه این قیام را نه یمن، بلکه شهر بصره معرفی می کند. این ادعا، که بر پایه ی تأویلاتی ضعیف و غیرمستند استوار گشته، مغایرتی آشکار با نص صریح روایات دارد.
از جمله این مدعیان دروغین مهدویت، احمدالحسن بصری، اهل بصره در جنوب عراق است که ادعای یمانی بودن و نیابت خاص از امام زمان (عجّلاللهفرجهالشریف) را مطرح کرده است. این ادعا در برخی محافل سبب انحرافات فکری و اعتقادی شده و نیازمند بررسی علمی و مستند است.
این مقاله با رویکردی تطبیقی و مستند، به بررسی ویژگیهای یمانی در منابع روایی شیعه و مقایسه ی آن با ویژگیها و ادعاهای احمدالحسن بصری میپردازد تا حقیقت منشأ یمانی و بطلان ادعای مدعیان دروغین روشن گردد.
یمانی در منابع روایی معتبر شیعه
در ارتباط با منشأ و موقعیت جغرافیایی یمانی در منابع معتبر شیعه روایات بسیاری آمده است که یمانی از یمن قیام میکند؛
۱.«وَ إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ خُرُوجِهِ خُرُوجَ السُّفْیَانِیِّ مِنَ الشَّامِ وَ خُرُوجَ الْیَمَانِیِ مِنَ الْیَمَنِ وَ صَیْحَهً مِنَ السَّمَاءِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ مُنَادٍ یُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیه. و همانا از علامات خروجش، خروج سفیانی از شام و خروج یمانی از یمن و صیحهای از آسمان در ماه رمضان و ندا دهندهای از آسمان ندا میدهد به اسم او و اسم پدرش». 1
۲.در ضمن روایتی، جناب محمد بن مسلم به امام باقر (علیهالسلام) عرضه میدارد:
«یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَتَى یَخْرُجُ قَائِمُکُمْ؟ ای پسر رسول خدا، در چه زمانی قائم شما خارج شده و ظهور میکند؟»
حضرتش هم شروع به ذکر بعضی علائم ظهور نموده تا اینکه فرمودند:
«وَ خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ مِنَ الشَّامِ وَ الْیَمَانِیِ مِنَ الْیَمَنِ … فَعِنْدَ ذَلِکَ خُرُوجُ قَائِمِنَا فَإِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْکَعْبَه… . ظهور و خارج شدن سفیانی از شام و یمانی از یمن … پس در این هنگام است خارج و ظاهر شدن قائم ما، پس زمانی که خارج شود پشتش را به کعبه تکیه دهد…».2
۳.«قال علیٌ عَلَیْهِ السَّلَامُ: خَمْسَهٌ مِنْ عَلَامَاتِ الْقَائِمِ عَلَیْهِ السَّلَامُ الْیَمَانِیُّ مِنَ الْیَمَنِ و السُّفْیَانِیُّ، وَ الْمُنَادِی یُنَادِی بِالسَّمَاءِ، وَ خَسْفٌ بِالْبَیْدَاءِ، وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّه. حضرت علی (علیهالسلام) فرمودند: پنج چیز از علامات قائم (علیهالسلام) است. یمانی از یمن و سفیانی و منادیای که از آسمان ندا میدهد و فرو رفتن در سرزمین بیداء و کشته شدن نفس زکیه».3
۴.امام صادق (علیهالسلام) در ضمن روایتی، از اصحاب فِتَن یاد کرده و فرمودند:
«یخرج علیهم… السفیانی من الوادی الیابس من أودیه الشام… و قد یکون خروجه و خروج الیمانی من الیمن مع الرایات البیض فی یوم واحد وشهر واحد وسنه واحده… . و سفیانی از وادی خشک از وادیهای شام بر آنها خروج میکند… و به تحقیق خروج او و خروج یمانی از یمن با پرچمهای سفید، در یک روز و یک ماه و یک سال میباشد… ». 4
در تمام نسخ خطی عبارت «الیمانی من الیمن» آمده است و لذا نشانه ی اصلی یمانی خروج او از یمن است و هیچ روایت معتبری مبنی بر آنکه یمانی از بصره یا عراق برخیزد، وجود ندارد.
بررسی ادعای احمدالحسن بصری
احمد اسماعیل بصری معروف به احمدالحسن بصری متولد بصره، از مدعیان دروغین مهدویت در عصر حاضر بوده که ادعا می کند وصی و فرستادهٔ امام مهدی (عجّلاللهفرجهالشریف) و همان یمانی موعود است.
با توجه به روایات، اولین ویژگی که از واژه یمانی به ذهن متبادر می شود، این است که یمانی فردی از اهل یمن است که در وقایع قبل از ظهور نقش دارد؛ ولی پیروان احمد اسماعیل بصری، چون این موضوع به نفعشان نیست (زیرا احمد اسماعیل، مدعی است یمانی از بصره آمده نه از یمن) در تلاشند تا علاوه بر توجیه خروج احمداسماعیل از عراق به جای یمن، از واژه ی یمانی معانی دیگری برداشت کرده و در حقیقت آن را تأویل کنند.
استدلال احمدالحسن درباره یمانی بودن آل محمد(صلیاللهعلیهوآله)
اتباع احمدالحسن در جزوهی ادلهی جامع دعوت یمانی چنین آورده اند:
«در آغاز باید بدانیم مکه از سرزمین تهامه است و تهامه از سرزمین یمن است و بر این اساس، پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) که اهل مکه بوده، اهل یمن نیزهست.
چنانچه گفته اند: «الايمان بدأ من مكة و هي من تهامة و تهامة من أرض اليمن ولهذا يقال: الكعبة اليمانية. رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) فرمود؛ همانا ایمان در مکه ظهور کرد و مکه در تهامه و تهامه در سرزمین یمن است و به همین سبب گفته شده: کعبهی یمانی». 5
همچنین آورده اند که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) خودش را یمانی دانسته و فرموده است:
«إِنَّ خَیْرَ الرِّجَالِ أَهْلُ الْیَمَنِ، وَ الْإِیمَانُ یَمَانٍ، وَ أَنَا یَمَانِیٌّ. همانا بهترین مردم، اهل یمن هستند و من یمنی هستم». 6
سپس اینگونه نتیجهگیری کرده اند: پس همه ی آل محمد (صلیاللهعلیهوآله) یمانی هستند و احمدالحسن که خودش را فرزند امام زمان (عجّلاللهفرجهالشریف) می داند، نیز به تبع یمانی است، لذا ضرورتی بر این نیست که متولد یمن بوده یا از یمن خروج کند.
نقد ادله ی احمدالحسن درباره یمانی بودن آل محمد(صلیاللهعلیهوآله)
اولاً هنگامیکه به منبع اصلی روایتِ اول مراجعه میکنیم؛ میبینیم، بین کلام رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و کلام جزری (صاحب روایتی که یمانی ها بدان استناد کرده اند) خلط شده است.
عبارت (الايمان بدأ من مكة و هي من تهامة و تهامة من أرض اليمن ولهذا يقال: الكعبة اليمانية) کلام پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیست بلکه تحلیلی از ابن اثیر جَزَری (از علمای اهل تسنن) در کتاب النهایة في غریب الحدیث و الأثر است.
ابن اثیر مکه را از تهامه و تهامه را از یمن دانسته است، درحالیکه تهامه یک منطقه جغرافیایی در شمال جزیره العرب است که مکه و مدینه را دربر گرفته و انتهای آن به ابتدای یمن رسیده و ارتباطی با یمن ندارد.
بر این اساس، تهامه از یمن نیست و نمی توان مکه و مدینه را مرتبط با یمن دانست. 7
ثانیاً در ارتباط با روایتِ دوم که یمانی ها از کتاب الأصول السته عشر به آن استناد کرده اند، در کتاب کافی با عبارت دیگری نقل شده است. دو روایت به شرح زیر است: 8
در کتاب «الأصول الستة عشر» چنین آمده است:
«عرض رسول الله(صلیاللهعلیهوآله) یوماً خیلاً وعنده أبی عیینه بن حصن بن حذیفه بن بدر. فقال رسول الله(صلیاللهعلیهوآله): انا أبصر بالخیل منک. وقال عیینه: وانا أبصر بالرجال منک یا رسول الله! فقال النبی(صلیاللهعلیهوآله): کیف؟ قال: فقال: ان خیر الرجال الذین یضعون أسیافهم علی عواتقهم ویعرضون رماحهم علی مناکب خیولهم من أهل نجد. فقال النبی(صلیاللهعلیهوآله): کذبت ان خیر الرجال أهل الیمن والایمان یمان و أنا یمانی… ؛ روزی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) از اسبها در نزد عیینة بن حصن بن حذیفه بن بدر سان میدید. رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) به او فرمودند: من از تو اسب شناس ترم. عیینة عرض کرد: من نیز از تو مرد شناس ترم، ای رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله)! پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: چطور؟ عرض کرد: بهترین مردان آنانند که تیغ بر دوش نهند و نیزه ها را بر شانه اسب هاشان گذارند و اینان مردم نجدند. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: اشتباه گفتی! همانا بهترین مردان اهل یمن هستند و ایمان منسوب به یمن است و من نیز منسوب به یمن هستم». 9
همین روایت در کتاب کافی بدون عبارت «أنَا یَمَانٌی» بوده و آمده است:
« … فقال رسول الله(صلیاللهعلیهوآله): کذبت، بل رجال أهل الیمن أفضل، الایمان یمانی والحکمه یمانیه ولولا الهجره لکنت امرء من اهل الیمن …؛ پیامبراکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: اشتباه گفتی! بلکه مردان اهل یمن برترهستند. ایمان و حکمت یمانی است و اگر هجرت من به مدینه نبود، اکنون مردی از اهل یمن بودم (به یمن هجرت می کردم)». 10
بر اساس این متن، پیامبر اکرم به صراحت یمانی بودن خود را نفی کرده است. (درسنامه نقد و بررسی جریان احمدالحسن بصری، محمدی هوشیار، علی، چاپ دوم، ص ۲۲۰)
نکته ی حائز اهمیت این است که؛ یمانی براساس آنچه در روایات به آن اشاره شده است، از یمن خروج خواهد کرد و اگر ادعای اتباع احمدالحسن بصری را بپذیریم که منظور از یمن مکه است، باز باید یمانی از مکه خروج کند تا جزء یمن شمرده شود، نه از عراق؛
و نکته دیگر اینکه اگر سخن احمد بصری دربارهی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و اهل بیت (علیهمالسلام) مبنی بر اینکه همه آنها یمانی هستند، بپذیریم؛ پس باید واژه یمانی برای همهی سادات صادق باشد و همهی آنها یمانی باشند، جدای از اینکه احمدالحسن و هیچ یک از افراد قبیله ی او سید نیستند، علاوه بر آن باید شخصیت هایی چون حسنی و سید خراسانی که در روایات علائم ظهور از آن ها نام برده شده است را هم یمانی بدانیم، در صورتی که این گونه نیست.
درنتیجه، وقتی در روایات، از اشخاصی به نام های یمانی و خراسانی صحبت می شود، چون هر دو نام سرزمین هایی هستند پس قطعا اینجا موضوع بحث مکان خروج است.
توجیه عراقی بودن احمدالحسن توسط اتباع او
برخی از اتباع احمد بصری درباره توجیه عراقی بودن احمد، گفته اند که وصف یمانی، به معنای انتساب شخصیت یمانی به کشور یمن نیست، بلکه سبب این وصف، وابستگی یمانی موعود به «یُمْن« به معنای سعادت و فزونی است.
و در نتیجه این لقب، اشاره به صفت اعمال یمانی موعود می کند نه به انتساب این شخص به یک محدوده جغرافیایی خاص!!
همچنین می گویند همانطور که ممکن است لفظ یمانی به خاطر انتساب یمانی به کشور یمن باشد، احتمالات دیگری نیز در این باره وارد است، همچون:
انتساب این شخصیت به یمین (راست) مقابل شِمال (چپ) است، و سبب استعمال این نسبت ممکن است به خاطر وجود علامت یا هر چیز دیگری در دست راست او باشد که سبب تمایز آن از سایر مردم بشود.
و نیز امکان دارد که سبب این استعمال به خاطر این باشد که جایگاه یمانی موعود برای امام زمان علیه السلام، همانند جایگاه دست راست برای انسان باشد، و به همین خاطر یمانی موعود به این نام معروف شده است.
و نیز امکان دارد که این نسبت به خاطر صفت کرامت و بذل و بخششی که در وجود یمانی وجود دارد استعمال شده است، زیرا بذل و بخششی که مورد رضایت خداوند متعال باشد، از آن بخشش به یمین (راست) در مقابل شمال (چپ) اطلاق می شود.
نقد ادله ی عراقی بودن احمدالحسن
تمام مواردی که در بالا به عنوان احتمالات مراد از کلمه یمانی ذکر شده اند، صحیح نمی باشند مگر انتساب این شخصیت به کشور یمن، زیرا:
اولاً مادامی که بیشتر از یک احتمال در مراد از کلمه یمانی وجود دارد، نمی توان بدون هیچ دلیلی یکی را بر دیگری ترجیح بدهیم. ثانیاً چنانچه قائل باشیم که شخصیت یمانی منتسب به «یُمن» باشد، در این صورت باید به شخصیت یمانی، «یُمني» بگوییم نه یماني!!
و نیز اگر یماني به «یمین» منتسب باشد، در این صورت باید به او «یمیني» گفت نه یمانی!!
و اما اینکه می گویند اطلاق کلمه یمانی به این شخصیت، به خاطر علامتی که در دست ایشان است، چنین چیزی نمی توان از أئمه صادر شود، زیرا نوعی تنابز به القاب محسوب می شود و چنین مطلبی از امامان معصوم علیهم السلام به دور است.
فلذا همه احتمالات مطرح شده درباره انتساب شخصیت یمانی صحیح نمی باشد، و لفظ حتماً باید حمل بر معنای متبادر از آن شود، مگر آنکه قرینه ای وجود داشته باشد که معنای متبادر حقیقی از لفظ را به معنای مجازی منصرف کند، و همانطور که سابقاً توضیح دادیم، آنچه از لفظ یمانی به ذهن متبادر می شود، انتساب این شخصیت به کشور یمن است، و در این مقام هیچ قرینه ای وجود ندارد که معنای حقیقی را به معنای مجازی منصرف کند.
و چنانچه حوادث نزدیک ظهور امام زمان علیه السلام، و شخصیتهای مؤثر در این وقایع را بخواهیم اینگونه تفسیر کنیم، در این صورت تشخیص همه این علائم و شخصیتهای مؤثر از توانایی انسان خارج است.
فلذا کلماتی که در روایات عصر ظهور وارد شده اند، همانند؛ «خراسانی» و «سفیانی» و «شام» و «عراق» و «کوفه» و «مکه» و «الجزیره» و «فرات» و «جیش» و «رایات» و … باید حمل بر معانی وضع شده بر آنها و متبادر شده از آنها بشوند، زیرا روایاتی که درباره عصر ظهور وارد شده اند، اکثراً هشداری است به مردم که مبادا در دام گمراهی و فتنه های آخر الزمان گرفتار شوند، و به همین خاطر ضرورت حکم می کند که این روایات عاری باشد از آنچه موجب انحراف در مسیر حق شود.
اما یک موضوع جالبتر اینست که در روایات دیگر نام بصره جداگانه آمده که آن را از یمن کاملا مجزا کرده و ادعای اتباع احمدالحسن را باطل میکند و علاوه بر مجزا کردن بصره از هرجای دیگر مخصوصا یمن، متن آن هم بسیار قابل تأمل هست.
«قاضی نعمان مغربی» متوفای ۳۶۳ هجری، در کتاب «شرح الأخبار» خود روایتی از امام باقر علیه الیلام نقل می کند : 11
امام باقر (علیه السلام) : «و ما من بلدة إلا و معه منهم طائفة إلا أهل البصرة.حضرت مهدی از تمام قبائل یاور دارد، الا مردم بصره.»
طبق این روایت از بصره یک نفر هم با حضرت مهدی نیست. این روایت هم خط بطلانی بر تفکرات طرفداران «احمد الحسن» است.
نتیجه گیری
با بررسی دقیق روایات معتبر شیعه و مقایسه آنها با ادعاهای احمدالحسن بصری، نتیجه روشن است:
خروج یمانی از یمن مورد اتفاق شیعه است و به هیچ وجه روایتی که اثبات کند این خروج در غیر از یمن است، نداریم.
اما اتباع احمد اسماعیل بصری که نمی توانند یمنی بودن وی را اثبات کنند، سعی در توجیه روایات خروج یمانی از یمن دارند و واژه ی یمانی را به اصحاب یمین و وزیر دست راست امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) معنا می کنند درحالیکه در هیچ کتاب لغتی این مطلب نیامده و نمی توان چنین چیزی را از پیش خود در آورد و به لغت عرب و سپس به اهل بیت (علیهمالسلام) نسبت داد. خلاصه اینکه یمانی به هر معنایی که می خواهد باشد -از یَمن یا یُمن یا یمین یا…- اما بر طبق روایات محل خروجش از یمن می باشد، نه از عراق.
اما اینکه پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) فرموده باشند من یمانی هستم در بیانات اهل بیت (علیهالسلام) وجود ندارد و اگر تنها در یک کتاب شیعی یعنی «الاصول الستة عشر» ثبت شده نیز سندش از اهل تسنن است و به اهل بیت(علیهالسلام) نمی رسد و یک مورد هم که در کتاب کافی نقل شده، یمانی بودن پیامبر اکرم را صراحتاً نفی می کند.
فلذا ادعای احمدالحسن هیچ پایهای در منابع معتبر شیعه ندارد و با توصیفات روایی از منشأ، زمان، نسب، و روش یمانی تطبیق نمیکند. بنابراین، از دیدگاه حدیثی و عقلی، ادعای او مردود و مصداق «مدعی دروغین مهدویت» است.
پی نوشت
- صدوق، محمدبنعلی، کمال الدّین و تمام النّعمه، ج۱، ص۳۲۸
- (صدوق، محمد بن علی، کمال الدّین و تمام النّعمه، ج۱، ص۳۳۱)
- عیون الحکم و المواعظ، ابوالحسن کافىالدین على بن محمد بن حسن بن لیثى واسطى، ص۲۴۴، (قرن۶)
- اثبات الرجعه، فضل بن شاذان نیشابوری، ص۶۴
- النهایة في غریب الحدیث و الأثر، ابن اثیر جَزَری، مبارک بن محمد، ج ۵، ص ۷۲۲، الناشر: المكتبة العلمیة – بیروت ، ۱۳۹۹هـ – ۱۹۷۹م
- الأصول الستة عشر، ص۲۵۰
- درسنامه نقد و بررسی جریان احمدالحسن بصری، محمدی هوشیار، علی، چاپ دوم، ص ۲۲۰
- درسنامه نقد و بررسی جریان احمدالحسن بصری، محمدی هوشیار، علی، چاپ چهارم، ص ۲۶۰
- الأصول الستة عشر، ج ۵، ص۳۰۰
- کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، داراکتب الاسلامیه، ج ۸،ص ۵۹
- شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، محقق / مصحح: حسینی جلالی، محمد حسین، ج ۳، ص ۳۶۶، باب [الصادق علیه السلام مع قوم من أهل الکوفة]
خیلی زحمت کشیدید. انشاءالله نتیجه این زحمات نجات کسانی باشد که در دام افتاده اند و مانع افتادن کسانی دیگر در دام.