احمدالحسن و روایت یاران بصره؛ واقعیت یا برداشت شخصی؟
چکیده
یکی از مدعیان مهدویت در عصر حاضر، احمدالحسن بصری است که با تمسک به روایاتی قصد دارد خود را به عنوان یار امام عصر (علیه السلام) از بصره جلوه داده و به این وسیله مُهر تاییدی بر خویش نهاده و موجبات عوام فریبی مردم را فراهم آورد. وی برای اثبات ادعای خود به روایتی منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام استناد کرده است. عبارت مشهور روایت «أولهم من البصرة وآخرهم من الابدال» است که احمدالحسن آن را به خود نسبت میدهد.
احمدالحسن بصری با نادیدهگرفتن ضعف سند و اختلاف نسخهها، صرفاً از واژهٔ «بصره» بهرهبرداری کرده و چون اهل بصره است، خود را مصداق «اولهم من البصرة» معرفی کرده است. همچنین او بخش دوم روایت؛ «آخرهم من الابدال» را یا حذف کرده یا تأویل نموده تا با ادعایش سازگار شود.
در مقابل، روایات معتبر شیعه دربارهٔ یمانی حقیقی، او را شخصی از اهل یمن معرفی میکنند که پیش از قیام امام مهدی عجّلاللهتعالیفرجهالشریف با شعار دعوت به حق و امام زمان خروج میکند و ادعای وصایت یا ارتباط مستقیم با امام زمان ندارد. در مجموع هیچیک از این روایات، از شخصی از بصره نام نمیبرند و هیچ تطبیقی میان او و احمدالحسن وجود ندارد.
ما در این مقاله ادعای احمدالحسن را در مقابل روایات اهل بیت علیهم السلام، از زوایای مختلف مورد بررسی قرار میدهیم و پایههای این استدلال را از نظر میگذرانیم.
کلمات کلیدی: أولهم من البصرة، احمدالحسن بصری، بصره، ابدال، یمامه، یمانی،یاران امام زمان.
مقدمه
در طول تاریخ اسلام، همواره افرادی پیدا شدهاند که با تکیه بر برخی نشانهها و برداشتهای شخصی از روایات، خود را منجی یا نمایندهی خاصی از سوی امام مهدی عجّلاللهتعالیفرجهالشریف معرفی کردهاند. این ادعاها معمولاً در زمانهایی اوج گرفتهاند که جامعهی دینی در انتظار ظهور بوده و فضای فکری مردم آمادگی پذیرش هر سخن تازهای دربارهی مهدویت را داشته است. در چنین شرایطی، تشخیص حقیقت از ادعاهای ساختگی تنها با بازگشت به معیارهای معتبر دینی و بررسی دقیق روایات ممکن است.
در میان مدعیان معاصرِ ارتباط با امام مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف، نام احمد الحسن بصری بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. وی خویش را یمانی، فرستاده، وصی و فرزند امام زمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف می داند و سعی دارد با استفاده از روایات ضعیف السند و نامعتبر ادعای خود را اثبات کند.
یکی از روایاتی که احمد الحسن در تبیین و توجیه جایگاه خویش بدان تمسک جسته، عبارت «أولهم من البصرة وآخرهم من الأبدال» است. او این روایت را ناظر به ظهور خویش دانسته و آن را شاهدی بر صدق دعوت خود تلقی کرده است.و بیان میدارد که به فرموده امیر مومنان علیهالسلام اولین یار حضرت مهدی علیه السلام است.
مقالهی حاضر با نگاهی تحلیلی و بیطرفانه، ضمن بررسی اعتبار و محتوای این روایت، به ارزیابی تطبیق آن بر ادعای احمدالحسن میپردازد و نشان میدهد که برداشتِ او نهتنها بر اساس اصول علمی حدیثشناسی پذیرفتنی نیست، بلکه مصداقی روشن از تفسیر گزینشی و سوءاستفاده از متون دینی برای مشروعیتبخشی به ادعاهای شخصی است.
در همین راستا عبارتِ مشهورِ مورد استناد را بررسی می کنیم که به شکلهای متفاوت نقل شده است؛
مرحوم سید بن طاووس در الملاحم والفتن حدیثی طولانی از أميرالمؤمنين علي عليه السلام با این عبارات نقل می کند:
«فيما ذكره أبو صالح السليلي في كتاب الفتن من عدد رجال المهدي عليه السلام بذكر بلادهم فقال: حدثنا الحسن بن علي المالكي، قال: حدثنا أبو النضر عن ابن حميد الرافعي، قال: حدثنا محمد بن الهيثم البصري، قال: حدثنا سليمان بن عثمان النخعي، قال: حدثنا سعيد بن طارق عن سلمة بن أنس عن الإصبع بن نباتة، قال: خطب أمير المؤمنين علي عليه السلام خطبة، فذكر المهدي وخروج من يخرج معه وأسماءهم، فقال له أبو خالد الكلبي: صفه لنا يا أمير المؤمنين، فقال علي عليه السلام: ( ألا إنه أشبه الناس خلقا وخلقا وحسنا برسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ، ألا أدلكم على رجاله وعددهم؟ قلنا: بلى يا أمير المؤمنين، قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله، قال: (أولهم من البصرة، وآخرهم من اليمامة) وجعل علي عليه السلام بعدد رجال المهدي، والناس يكتبون، فقال: رجلان من البصرة … ». 1
«اصبغ بن نباته می گوید: امیرالمؤمنین خطبهای خواند و یادی از مهدی و یارانش نمود، سپس ابوخالد کلبی گفت: او را برای ما توصیف نما یا امیرالمؤمنین. حضرتش فرمودند: آگاه باشید که او شبیه ترین مردم است به رسول خدا (صلوات الله علیه وآله) از نظر خَلق و خُلق و حُسن. آیا دلالت کنم شما را به یاران او عدد آنها؟ گفتیم: بله ای امیر مومنان. حضرت فرمودند: شنیدم رسول خدا (صلوات الله علیه وآله) فرمودند: (اولین آنها از بصره است و آخرین آنها از یمامه) حضرت علی اصحاب مهدی را میشمرد و مردم مینوشتند. سپس حضرت فرمودند: دو نفر از بصره …».
دیدگاهها:
- یزدی حائری در کتاب الزام الناصب به نقل از أميرالمؤمنين علي عليه السلام، در معرفی یاران قائم عجّلاللهتعالیفرجهالشریف آورده است:
«… أسماء أنصار القائم إن أولهم من أهل البصرة وآخرهم من الأبدال فالذين من أهل البصرة رجلان اسم أحدهما علي والآخر محارب …»
« … نام یاران قائم اینگونه است؛ اولین آنها از بصره و آخرینشان از ابدال است. دو نفر از بصره هستند. اسم یکی علی و دیگری محارب است …». 2
- همچنین مرندی در کتاب مجمع النورین در حدیثی طولانی از أمير المؤمنين علي عليه السلام نقل می کند:
« … اولین آنها از بصره و آخرینشان از ابدال است؛ اما کسانی که از بصره هستند علی، محارب و طلیق می باشند». 3
بررسی روایات أولهم من البصرة
چند نکتهٔ کلیدی در مورد این نقل ها وجود دارد:
- مرحوم سید بن طاووس این حدیث را از کتاب فتن سلیلی نقل نموده و سلیلی از جماعت اهل سنت میباشد. راویان حدیث هم از اهل سنت یا ناشناخته و ضعیف هستند بعلاوه اینکه خودِ سیدبن طاووس اعلام می کند که مسئولیت صحت این احادیث را نمیپذیرد.
- روایت به صورتهای مختلف نقل شده؛ «وآخرهم من الابدال» یا «وآخرهم من اليمامة»، این پراکندگی لفظی و اختلاف روات، دلالتِ قاطع را تضعیف میکند.
- در این روایات افرادی که بعنوان یاوران حضرت قائم عجّلاللهتعالیفرجهالشریف از بصره نام برده شده اند؛ علی و محارب و به نقلی طلیق است و هیچ نامی از احمد آورده نشده است.
تحریف و تقطیع روایت توسط احمد الحسن
احمد الحسن معروف به احمد بصری از چنین روایاتی برای اثبات هویت خود سوء استفاده کرده و خودش را مصداقِ سخن امیرالمؤمنین معرفی میکند. او که اصالتاً از حوالی بصره است و پیروانی را گرد آورده، برای تقویت ادعاهای مهدوی/یمانی خود از تطبیق جغرافیاییِ بسیار سطحی استفاده می کند.
چون روایت میگوید «اولشان از بصره است»، او (یا پیروانش) تولّد یا ارتباط او با بصره را بهعنوان «نشانه» یا «مصداق» این بخش از روایت گرفتهاند.
از طرفی در این روایتی که به امیرالمومنین علی (علیه السلام) منسوب است، نام آن دو فرد از بصره آمده است:
«… أسماء أنصار القائم إن أولهم من أهل البصرة وآخرهم من الأبدال فالذين من أهل البصرة رجلان اسم أحدهما علي والآخر محارب …»
« … نام یاران قائم اینگونه است؛ اولین آنها از بصره و آخرینشان از ابدال است. دو نفر از بصره هستند. اسم یکی علی و دیگری محارب است …». 4
همانطور که در روایت مشخص است، نام احمد الحسن در میان این دو نفر نیست. به همین دلیل هم وقتی احمدالحسن در کتاب متشابهات به این حدیث استناد میکند اشارهای به اسم (علی و محارب) نمیکند، بلکه مغرضانه دو نام را حذف کرده و به جای آن سه نقطه میگذارد.
لذا حدیث مورد بحث هیچ ارتباطی با احمد الحسن پیدا نمیکند.
تناقض روایت فوق با سایر روایات شیعه
در منابع معتبر شیعه روایت زیر به نقل از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
امام صادق (صلوات الله علیه) در حدیثی خطاب به عدهای از اهل کوفه فرمودند: 5
أنصارنا غيركم ما يقوم مع قائمنا من أهل الكوفة إلا خمسون رجلا، و ما من بلدة إلا و معه منهم طائفة إلا أهل البصرة فإنه لا يخرج معه منهم إنسان.
«یاران ما غیر از شما هستند، با قائم ما قیام نمیکند از اهل کوفه الا پنجاه نفر، و سرزمینی نیست مگر طائفهای از آنها با قائم هستند الا اهل بصره، همانا از آنان کسی همراه قائم خارج نمیشود».
همانطور که در روایت آمده است؛ امام صادق (صلوات الله علیه) با صراحت کامل فرمودند: (إلا أهل البصرة فإنه لا يخرج معه منهم إنسان)، یعنی در بین همه اصحاب امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) حتی یک نفر هم از بصره وجود ندارد.
این روایت به صراحت بیان می کند که حتی یک نفر از بصره در میان اصحاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجود ندارد. این تعارض جدی با ادعای احمد الحسن مبنی بر اینکه او و یاران بصره از اولین یاوران امام هستند، قابل چشمپوشی نیست.
«… أسماء أنصار القائم إن أولهم من أهل البصرة وآخرهم من الأبدال فالذين من أهل البصرة رجلان اسم أحدهما علي والآخر محارب …»
« … نام یاران قائم اینگونه است؛ اولین آنها از بصره و آخرینشان از ابدال است. دو نفر از بصره هستند. اسم یکی علی و دیگری محارب است …». 6
نتیجه گیری
عبارتِ «أَوَّلُهُمْ مِنَ الْبَصْرَةِ وَآخِرُهُمْ مِنَ الْيَمَامَةِ» در برخی خطبهها و مجموعههای «ملاحم و فتن» منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام در قالبِ بیانِ خروجِ یارانِ امام مهدی عجّلاللهتعالیفرجهالشریف ذکر شده است که از حیث سندی و نقلی دارای اشکالات و ضعفهای بسیاری است که آن را از درجه اعتبار ساقط می کند.
احمد الحسن بصری، مدعی دروغین مهدویت، از این تشابه اسمی و جغرافیایی برای اثبات هویت خود سوء استفاده کرده و عبارتِ «أولهم من البصرة» را بهطورِ مستقیم به خود نسبت می دهد و ادعا می کند همان یار امام مهدی عجّلاللهتعالیفرجهالشریف از بصره است و بخش دوم روایت (علي و محارب) را یا نادیده میگیرد یا تأویل میکند؛ و این درحالی است که حدیث اصلاً به «احمد» یا «یمانی» اشارهای ندارد و این تناقض آشکار در استدلال است.
در نتیجه این روایت نهتنها ادعای او را تأیید نمیکند بلکه در واقع برخلافِ ادعای اوست، زیرا نامهایی غیر از او را مطرح میکند.
آیا کسی که در مباحث خود فقط احادیث خاصی را یک جانبه مطرح نموده و به احادیث معارض ــ در جهت فریب عوام مردم ــ هیچ اشارهای نمیکند، میتواند یمانی مذکور در روایات باشد؟
پی نوشت
- ابن طاووس، رضی الدین علی، الملاحم والفتن، چاپ اول، ص ۲۸۸
- یزدی حائری، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ج ۲، ص ۱۷۴
- مرندی، ابوالحسن، مجمع النورین، ص ۳۳۱
- یزدی حائری، علی، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ج ۲، ص ۱۷۴
- (مغربی، نعمان بن محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج۳، ص۳۶۶) و (مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، چاپ دوم، بیروت، ج۵۲، ص۳۰۷).
- یزدی حائری، علی، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ج ۲، ص ۱۷۴
درود بر شما
اللهم عجل لولیک الفرج
خدا زودتر صاحب مون رو برسونه
سلام
جالب و قابل تامل بود.
چقدرکامل وخوب بررسی شده بودممنون
چقدرکامل وخوب بود
در این مقاله نشان می دهد به صراحت خیانت در تقطیع حدیث اتفاق افتاده و این از مهمترین حربه های فرقه های دروغین است کاش آگاهانه به روایات مراجعه کنیم.
عالی بود
دست مریزاد.عالی بود
احسنت
اعتماد به نفس خوبی داره این جناب احمد
خدا خیرتون بده که مردم رو آگاه میکنید
اجرتون با صاحب الزمان