ختم نبوت و ختم وصایت و ادعای مدعیان دروغین
بررسی خاتم النبیین بودن پیامبر صلی الله علیه وآله وخاتم الاوصیاء بودن حضرت حجت بن الحسن عليه السلام
چکیده
مسئلهٔ خاتمیت پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله وسلم» و ختم سلسه ی اوصیاء با حضرت ولیّعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از مهمترین مباحث کلام اسلامی و از ارکان هویت عقیدتی شیعه است. قرآن کریم با تعبیر «خاتم النبیین» صراحتاً پایانیافتن نبوت با پیامبر اسلام«صلی الله علیه و آله وسلم» را اعلام کرده و روایات معتبر، این اصل را تثبیت میکنند. در مقابل، هدایت الهی در قالب امامت تا ظهور مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) استمرار یافته و او «خاتمالاوصیاء» و آخرین حجت الهی است. این مبانی، هرگونه ادعای پیامبری، وصایت جدید یا نیابت خاصه را مردود میسازد. در این مقاله با استناد به قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام)، اصل خاتمیت، بررسی و سپس ادعاهای مدعیان معاصر همچون احمدالحسن بصری نقد و بیاعتبار بودن آنها تبیین میشود.
کلمات کلیدی: خاتم الانبیاء، خاتم الاوصیاء، ختم نبوت، ختم وصایت، احمدالحسن بصری
مقدّمه
خاتمیت پیامبر اسلام«صلی الله علیه و آله وسلم» از بنیادیترین آموزههای اسلام است که هم با نصّ قرآن و هم با سنت متواتر پیامبر«صلی الله علیه و آله وسلم» اثبات شده و به عنوان یکی از اصول ثابت و غیرقابل تغییر دین شناخته میشود. از منظر شیعه ی امامیه، نبوت با حضرت محمد «صلی الله علیه و آله وسلم» پایان یافته، اما هدایت الهی در قالب امامت ادامه دارد؛ و این سلسله با حضرت حجت بن الحسن(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، آخرین امام و موعود جهانی، ختم میشود. از همین رو، امامت و ولایت پس از ایشان ادامهپذیر نیست و هیچ وصی یا امام جدیدی پس از او معنا ندارد.
در طول تاریخ، افراد و جریانهایی به انگیزههای سیاسی، اجتماعی یا روانی، به جعل ادعاهایی چون نبوت، مهدویت یا نیابت خاصه پرداختهاند. یکی از نمونههای معاصر این جریانها، ادعاهای احمدالحسن بصری است که خود را وصی یا فرستاده امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) معرفی میکند. این ادعاها، نه تنها فاقد پشتوانهی قرآنی و رواییاند، بلکه با اصول قطعی اعتقادی اسلام بهویژه اصل خاتمیت و نظام امامت اثناعشری در تضاد آشکار قرار دارند.
مقاله ی حاضر در سه بخش به اثبات خاتمالانبیاء بودن پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله وسلم»، تبیین خاتمالاوصیاء بودن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تحلیل و نقد یکی از عقاید انحرافی فرقه ضاله احمد اسماعیل بصری معروف به احمد الحسن یمانی میپردازد.
واژه شناسی لغت خاتم
خاتَم به معنای آخِر، آخِرین، مهری که پس از تنظیم و نگارش نامهها و اسناد در پای آن میزنند (ما یختم به) به کار می رود.
خاتِم به معنای ختم کننده و پایان بخشنده کاربرد دارد.
جستجوی واژه ی خاتم در آیات قرآن
واژه خَتَم با مشتقات آن هشت مرتبه در قرآن کریم آمده است. واژههای ﴿خَتَمَ﴾،﴿نَخْتِمُ﴾، ﴿یَخْتِمْ﴾، ﴿مَخْتُومٍ﴾ و ﴿خِتَامُهُ﴾ در قرآن به معنای بستن، مهر کردن، بر قلب نهادن و پایان دادن به کار رفته است:
- خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ. 1
خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهايشان پردهاى افكنده شده؛ و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست.
- قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللهِ يَأْتيكُمْ بِهِ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ.2
بگو: «به من خبر دهيد اگر خداوند، گوش و چشمهايتان را بگيرد، و بر دلهاى شما مهر نهد [كه چيزى را نفهميد]، كدام معبودى جز خدا آنها را به شما باز مىگرداند»؟ ببين چگونه آيات را بهگونههاى مختلف براى آنها شرح مىدهيم، سپس آنها روى مىگردانند!
- ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليماً. 3
محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نبوده است؛ ولى رسول خدا و ختمكننده و آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز دانا است.
- أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْديهِ مِنْ بَعْدِ اللهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ.4
آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده و خداوند او را با آگاهى [بر اينكه شايستهی هدايت نيست] گمراه ساخته و برگوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پردهاى قرار داده است؟! بااينحال، غير از خدا چه كسى مىتواند او را هدايت كند؟! آيا متذكّر نمىشويد؟!
- أَلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ. 5
امروز بر دهانشان مُهر مىنهيم، و دستهايشان با ما سخن مىگويند و پاهايشان به كارهايى كه انجام مىدادند گواهى مىدهند.
- أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً فَإِنْ يَشَإِ اللهُ يَخْتِمْ عَلى قَلْبِكَ وَ يَمْحُ اللهُ الْباطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ. 6
آيا مىگويند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! درحالىكه اگر خدا بخواهد [و تو را دروغگو بداند] بر قلب تو مهر مىنهد و باطل را محو مىكند و حق را به فرمانش پابرجا مىسازد، به يقين او از آنچه درون سينههاست آگاه است.
- يُسْقَوْنَ مِنْ رَحيقٍ مَخْتُومٍ. 7
آنها از شراب طهور دست نخورده و مهر شدهاي سيراب ميشوند.
- خِتامُهُ مِسْكٌ وَ في ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ. 8
مُهري كه بر آن نهاده شده از مشك است؛ و مشتاقان بايد براي اين [نعمتهاي بهشتي] بر يكديگر پيشي گيرند.
ختم نبوت در اعتقادات شیعه
شیعه، حضرت محمد «صلی الله علیه و آله وسلم» را آخرین پیغمبر مبعوث شده از جانب خداوند میداند.
مستندات
- ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليماً. 9
محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نبوده است؛ ولى رسول خدا و ختمكننده و آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز دانا است.
- پيامبر اکرم ضمن خطبهای چنين فرمود:
أَنَا خَاتَمُ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحُجَّةُ عَلَى جَمِيعِ الْمَخْلُوقِينَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِين. 10
من آخرين پيامبر و فرستاده شده الهی و حجت بر تمام مخلوين اهل آسمانها و زمين هستم.
- امام صادق(سلام الله علیه) فرمود:
حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. إِنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ خَتَمَ بِنَبِيِّكُمُ النَّبِيِّينَ فَلَا نَبِيَّ بَعْدَهُ أَبَدا. 11
خداوند با پيامبر شما پيامبری را ختم فرمود بنابراين پيامبری بعد از او نخواهد بود.
- از علی (عليهالسلام)در خطبه ٩١ نهج البلاغه نقل شده که فرمودند:
حَتَّى تَمَّتْ بِنَبِيِّنَا مُحَمَّد«صلىاللهعليهوآلهوسلم» حُجَّتُهُ وَ بَلَغَ الْمَقْطَعَ عُذْرُهُ وَ نُذُرُهُ .
«تا اينکه خداوند به پيامبر ما حضرت محمد (صلىاللهعليهوآلهوسلم) حجتش را به پايان رسانيد و تمام دستورات لازم را برايشان بيان نمود».
- در خطبه ١٧٣ نهج البلاغه در توصيف پيامبر اکرم « صلىاللهعليهوآلهوسلم»چنين میخوانيم:
أَمِينُ وَحْيِهِ وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ وَ بَشِيرُ رَحْمَتِه محمد«صلىاللهعليهوآلهوسلم».
امين وحی خدا و خاتم رسولان و بشارت دهنده رحمت اوست..
- در روایتی مشهور و متواتر پیامبر اکرم (صلىاللهعليهوآلهوسلم) خطاب به امیرالمومنین میفرمایند:
أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنـّه لانَبیّ بَعدی.12
تو نسبت به من بهمنزله هارون نسبت به موسی هستی، جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود.
- در صلوات ضراب اصفهانی این گونه بر پیامبر اکرم (صلىاللهعليهوآلهوسلم) درود میفرستیم:
…اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ،… 13
- انس میگوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم، میفرمود: «انا خاتم الانبیاء و انت یا علی خاتم الاولیاء. و قال امیرالمؤمنین (سلام الله علیه): ختم محمد صلی الله علیه وآله وسلم الف نبی و انی ختمت الف وصی…». 14
من پایان دهنده پیامبران و تو یا علی پایان بخش اولیاء هستی و امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: محمد پایان بخش هزار پیامبر و من هزار وصی را پایان بخشیدم.
- پیامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلم) فرمود: «انا اول الانبیاء خلقاً و آخرهم بعثاً». 15
من از نظر آفرینش اولین و از حیث بعثت آخرین پیامبرم.
- پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «مثل من در بین پیامبران، مانند مردی است كه خانهای را بنا كرده و آراسته است، مردم برگرد آن بگردند و بگویند: بنایی زیباتر از این نیست جز این كه یك خشت آن خالی است «فانا موضع اللبنة، ختم بی الانبیاء»،و من پركننده جای آن خشت خالی هستم از این رو نبوّت پیامبران به من ختم پذیرفت. 16
- امام باقر (علیه السلام) فرمود: « ارسل الله تبارك و تعالی محمّداً الی الجنّ و الانس عامّة و كان خاتم الانبیاء و كان من بعده اثنی عشر الاوصیاء». 17
- حضرت موسی بن عمران (علی نبینا وآله وعلیه السلام) نیز همچون سایر پیامبران این حقیقت را بر زبان آورده است كه پیامبر اسلام حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله وسلم) خاتم پیامبران است «قال رسول الله: و فیما عهد الینا موسی بن عمران (علی نبینا وآله وعلیه السلام) انّه اذا كان آخر الزّمان یخرج نبیّ یقال له «احمد» (صلی الله علیه و آله وسلم) خاتم الانبیاء لا نبیّ بعده، یخرج من صلبه ائمّة ابرار عدد الأسباط»بعد از او پیغمبری نیست و از صلب او دوازده پیشوا به تعداد اسباط بنی اسرائیل خارج میشوند.18
- پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) همچنان فرمود، جبرئیل هنگام ظهر بر من نازل شد و گفت: یا محمّد(صلی الله علیه و آله وسلم) خداوند تو را سیّد پیامبران و علیّ را سیّد اوصیاء قرار داد…«محمّد سیّد النبیّین و خاتم المرسلین و جعل فیه النبوة…»محمّد سیّد پیامبران و خاتم رسول است و در او نبوّت را قرار داد. 19
- امیرالمؤمنین به كرات در جای جای نهج البلاغه به خاتمیّت حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله وسلم)، تصریح كرده و به طور شفّاف خاطرنشان ساخته است كه محمّد (صلی الله علیه و آله وسلم) پایان بخش پیامبران است:
الف) (رسول اللهّ) «فقفّی به الرسل و ختم به الوحی.20
ب) (رسول اللّه) «الخاتم لما سبق و الفاتح لما انغلق».21
ج) (رسول اللّه) «امین وحیه و خاتم رسله». 22
- حضرت مسیح (علی نبینا وآله وعلیه السلام) ـ بنا به نقل انجیل یوحنّا ـ فرمود: «انّی سائل ربّی ان یبعث الیكم «فارقلیط» آخر یكون معكم الی الابد و هو یعلّمكم كلّ شی ءٍ» 23
من از پروردگارم خواستم برای شما «فارقلیط» دیگری یعنی حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله وسلم) را مبعوث فرماید كه تا ابد با شما باشد و هر چیز را به شما بیاموزد.
- امام محمّد باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه «ما كان محمّدٌ ابا احدٍ من رجالكم ولكن رسول اللّه و خاتم النّبییّن» میفرماید: خاتم النّبییّن یعنی پیامبری بعد از حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله وسلم) نخواهد بود «یعنی لا نبیّ بعد محمّد».24
- در دعای 25 ماه رمضان میخوانیم:
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِکَ ومُعادیاً لأعْدائِکَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.25
خدایا قرار بده مرا در این روز دوست دوستانت و دشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت اى نگهدار دلهاى پیامبران.
- امام رضا(علیه السلام) میفرمایند: پیامبر خاتم النبیین هست و بعد از ایشان احکام و شریعت تغییر نخواهد کرد… 26
ختم نبوت در اعتقاد احمد بصری و اتباعش
- احمد بصری در کتاب «نبوت خاتمه» در ذیل آیه ۴۰ احزاب مینویسد:
انسانها میتوانند نبی شوند و نبوت انتها نیافته است.
«تبين مما تقدم أن ختم النبوة، وأقصد بالختم هنا (الانتهاء) ،أي انتهاء النبوة وتوقفها أمر غير صحيح…. .»
- احمدالحسن در کتاب «وصی و فرستاده امام مهدی درکتاب های تورات و انجیل و قرآن» در صفحه ی ۱۵ مقام نبوت را برای بنی آدم مفتوح می داند:
«…احمد الحسن میفرماید و الان برمیگردیم به بحث اینکه حضرت محمد خاتم پیامبران و خاتم آنهاست و او که صلوات خداوند بر او باد آخرین پیامبران که از سوی خداوند فرستاده شده اند میباشد و رسالت او و کتاب او قرآن و شریعت او تا روز قیامت باقی خواهد بود، و بعد از اسلام دین دیگری بوجود نخواهد آمد. (وَمَنْ يَبْتَغِ غَيرالإسلام ديناً فَلَنْ يُقْبَل مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الخَاسِرينَ) 27 ولی مقام نبوت برای بنی آدم مفتوح می باشد پس هرکس از مومنان که در برابر خداوند در عمل خود و در عبادت خود اخلاص داشته باشد می تواند به مقام نبوت برسد. همان طوری که راه وصول وحی خداوند به بنی آدم که همان خواب های صادقه می باشد مفتوح مانده است و این ملموس و موجود در عالم واقع میباشد.»
- احمد در کتاب پاسخهای روشنگر بر بستر امواج در جواب پرسش ۶۰۵، صفحه ۱۳۱، برای انصار خود مقام نبوت را صحیح و جائز و ممکن میپندارد:
«…انصار امام مهدی علیه السلام فرستادگانی از انبیاء پیشین هستند و برخی از آنها دارای مقام نبوت اند. این مطلب را در کتاب نبوت خاتم تشریح نموده ام…»
- احمد بصری در کتاب پاسخهای روشنگر بر بستر امواج، جلد ۱، صفحه ی ۱۰، در حین پاسخ به سوالی، انحرافات خود را آشکار میکند، او در حالی که تمام مسلمانان به خاتمیت پیامبر اسلام اعتقاد دارند این اعتقاد راسخ را رد کرده و ادعا میکند که حضرت مهدی، پیامبر است.
اعتقاد شیعه در ختم وصایت
خاتم الاوصیاء به معنای پایان بخش جانشینان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله وسلم)، یکی از القاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
این لقب ابتدا بر زبان خود آن حضرت در کودکی _آنگاه که در آن سنین لب به سخن گشود_ جاری شد.
البته این لقب درباره ی حضرت علی(علیه السلام) بعنوان پایان بخش اوصیای آخرین پیامبر به کار رفته است.28
نکته: مفهومی که برای خاتمیت امیرالمومنین(علیه السلام) به کار رفته است غیر از مفهومی است که برای خاتمیت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به کار می رود؛ به این معنا که، هر پیامبری وصی بلافصلی داشته و امیرالمومنین آخرین وصی بلافصل آخرین پیامبر بوده اند، اما خود پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم)، دوازده وصی دارند که آخرین وصی ایشان حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشند.
- طریف ابونصر گوید: بر صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وارد شدم؛ آن حضرت فرمود: « برای من صندل احمر (نوعی چوب خوشبو) بیاور.» پس برای ایشان آوردم. آن حضرت رو به من کرد و فرمود: «آیا مرا می شناسی؟» گفتم: بله. سپس فرمود: «من کیستم؟» عرض کردم: شما آقای من و فرزند آقای من هستید. پس آن حضرت فرمود: «مقصودم این نبود!»گفتم: خداوند سبحانه وتعالی مرا فدای شما گرداند! بفرمایید مقصودتان چه بود؟ حضرت فرمود: «أَنَا خَاتَمُ الْأَوْصِيَاءِ وَ بِي يَدْفَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِي وَ شِيعَتِي. من خاتم الاوصیاء هستم که خداوند به وسیله ی من بلا را از اهل و شیعیانم دور می سازد.» 29
- علاوه بر خاتم الاوصیاء از حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با عنوان «خاتم الائمه» نیز یاد شده است. چنانچه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) در خطبه غدیر میفرمایند:
«…ألا اِنّ خاتم الائمه منّا القائم المهدي…»
آگاه باشيد که همانا خاتم الائمه ، القائم المهدي از ما است. 30
- امیرالمومنین (علیه السلام) میفرمایند:
…الْبَيْتِ وَ يَتَشَعْشَعُ فِي غَرَائِزِنَا إِلَى أَنْ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ فَنَحْنُ أَنْوَارُ الْأَرْضِ وَ السَّمَاوَاتِ وَ مَحْضُ خَالِصِ الْمَوْجُودَاتِ وَ سُفُنُ النَّجَاةِ وَ فِينَا مَكْنُونُ الْعِلْمِ وَ إِلَيْنَا مَصِيرُ الْأُمُورِ وَ بِمَهْدِينَا تَنْقَطِعُ الْحُجَجُ فَهُوَ خَاتَمُ الْأَيْمَةِ وَ مُنْقِدُ الْأُمَّةِ وَ مُنْتَهَى النُّورِ وَ غَامِضُ السِّرِّ فَلْيَهْنَأُ مَنِ اسْتَمْسَكَ بِعُرْوَتِنَا وَحُشِرَ عَلَىمَحَيَّتِنَا. 31
…با مهدی ماست که حجت بر همه تمام میشود، همان کسی که آخرین امام است و منجی امت و نهایت نورانیت است….
- شیخ حر به نقل از كتاب اثباة الرجعه فضل ابن شاذان نیشابوری آورده است:
« و قال: حدثنا محمد بن عبد الجبار قال: قلت لسيدي الحسن بن علي عليه السّلام يا ابن رسول الله جعلني الله فداك أحب أن أعلم من الإمام و حجة الله على عباده من بعدك؟ فقال عليه السّلام: إن الإمام و حجة الله من بعدي ابني سمي رسول الله صلى الله عليه و آله و سلّم و كنيه الذي هو خاتم حجج الله و آخر خلفائه قال ممن هو يا ابن رسول الله؟ قال: من ابنة ابن قيصر ملك الروم ألا إنه سيولد و يغيب عن الناس غيبة طويلة ثم يظهر». 32
امام حسن عسکری(سلام الله علیه) میفرمایند: امام و حجت بعد از من پسرم میباشد…اوست خاتم و پایان بخش حجتهای الهی و آخرین خلیفه خداوند…
- امام حسن عسکری(علیه السلام) خطاب به فرزندشان میفرمایند:
…يَا بُنَيَّ فَأَنْتَ صَاحِبُ الزَّمَانِ وَ أَنْتَ الْمَهْدِيُّ وَأَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى أَرْضِهِ وَ أَنْتَ وَلَدِي وَوَصِيِّي وَأَنَا وَلَدْتُكَ وَ أَنْتَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَلَدَكَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَأَنْتَ خَاتَمُ الْأَوْصِيَاءِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ… 33
- در ادعیه و زیارات توسل و سلام به خاتم الاوصیاء را داریم:
…السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَاتَمَ الْأَوْصِيَاءِ وَ ابْنَ خَاتَمِ الْأَنْبِيَاءِ السَّلَامُ… 34
ختم وصایت در ادعای احمد بصری
پیروان احمد بصری امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را خاتم امامان و اوصیاء نمیدانند و میگویند امامت با احمد اسماعیل بصری ادامه دار است.
اشکالی که مطرح می کنند این است که؛ همان طور که امام علی (علیه السلام) خاتم الاوصیاء نامیده شده اند اما وصایت و امامت در 11 امام بعد از ایشان ادامه پیدا کرده است، حضرت مهدی هم خاتم الاوصیاء نام دارند اما خلافت و وصایت به امام دوازدهم ختم نمی شود و بعد از ایشان در 12 مهدی تحت عنوان مهدیین ادامه خواهد داشت.
لذا این فرقه معنای دیگری برای خاتم الاوصیاء به کار می برند و آن را به زینت اوصیاء معنا می کنند.
تناقضات احمد بصری
- احمد بصری در تناقضی آشکار در کتاب سرگردانی، صفحه ی ۷۳، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را آخرین وصی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) معرفی میکند اما در کتاب جواب المنیر، جلد۴، سوال ۳۲۴، امام زمان را آخرین وصی ندانسته بلکه ۱۲ وصی تحت عنوان مهدیین بعد از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) معرفی میکند.
- احمد بصری در کتاب متشابهات جلد اول این روایت را از امام صادق (علیه السلام) میآورد:
…امام صادق(سلام الله علیه) فرمودند: «همانا خداوند حضرت محمد را به پیامبری برگزید و رسالت را با او خاتمه داد پس هیچ پیامبری بعد از او نیست و کتاب را بر او نازل کرد و کتابهای آسمانی را بوسیله ی آن پایان داد….».
- احمد در کتاب التوحید ذیل حدیثی به تعداد اوصیای پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در معراج اعتراف میکند:
«… فنظرت وأنا بين يدي ربي جل جلاله إلى ساق العرش فرأيت اثني عشر نوراً، في كل نور سطر أخضر عليه إسم وصي من أوصيائي أولهم علي بن أبي طالب، وآخرهم مهدي أمني…».
- احمد در کتاب سرگردان در صفحه ۳۶ و ۳۷ به حصر ۱۲ امام اعتراف میکند:
«…تمام مسلمانان بر تعداد آنها که دوازده تن است اتفاق نظر دارند همانگونه در حدیث نبوی صحیح و متواتر آمده است و میگوییم که اولین آنها حضرت علی الله است و خاتمشان امام زمان است و حدیث خلفاء تحقق نمییابد که پس از من دوازده تن است …
…تمام مسلمانان بر خاتم بودن امامت، امام زمان (سلام الله علیه) اتفاق نظر دارند و منکر آن همانند منکر رسول خدا و احادیثی که در این باره وارد شده که تعداد آن به صدها میرسد میباشد…».
- احمد در کتاب العجل به خاتمیت امامت توسط امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اعتراف میکند:
«… أما الشيعة الإمامية الإثنا عشرية، فقد كانوا يرجعون إلى أوصياء النبي صلی الله علیه و آله من بعده وتابعوهم إمام تلو إمام، حتى وصلت الإمامة وخلافة النبي وخلافة الله في أرضه إلى خاتم الأوصياء الإمام محمد بن المهدي …».
احادیث اهل بیت علیهم السلام در باب انکار نسبت نبوت دادن به ایشان
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «أبرا ممن قال: أنّا انبياء». 35
من از کسی که بگوید من پیامبر هستم بیزارم.
- امام صادق (علیه السلام) فرمود: «من قال إنّا انبياء، فعليه لعنة الله و من شك في ذلك فعليه لعنة الله». 36
کسی که بگوید ما پیامبر هستیم لعنت خدا بر او باد وکسی که در این امر شک کند پس لعنت خدا بر او باد.
- امام رضا (علیه السلام) در حدیثی میفرماید:
«من ادعی للانبیاء ربوبیه و ادعی للائمه ربوبیه او نبوه او لغیر الائمه امامه فنحن منه برءاء فی الدنیا و الآخره». 37
هر کس برای انبیاء ربوبیت و برای ائمه، ربوبیت یا نبوت، و برای غیر ائمه، امامت ادعا کند، ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم.
نتیجهگیری
بر اساس دلایل قطعی قرآنی، روایی و عقلی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) آخرین پیامبر و کاملکننده ی شریعت الهی است و با بعثت ایشان، باب نبوت برای همیشه بسته شده و ایشان خاتم الانبیاء هستند، از سوی دیگر، امامت و ولایت الهی پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در قالب دوازده امام معصوم(علیهم السلام) تداوم یافته و با ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، که در روایات به عنوان «خاتم الأوصیاء» معرفی شده اند، ختم میشود.
بنابراین، هرگونه ادعای پیامبری، وصایت جدید و نیابت خاصه مستقل پس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) و پس از امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، همچون ادعای احمدالحسن بصری با اصول قطعی اسلام در تضاد است و فاقد هرگونه اعتبار شرعی و عقلانی محسوب میشود.
احمد بصری، مدعی دروغین مهدویت، قائل به خاتم النبیین بودن پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نیست و ادعا می کند مقام نبوت باز است و تمام انسان ها با خلوص در عبادت می توانند به این مقام برسند، همچنین وی قائل به خاتم الاوصیاء بودن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست و اعتقاد دارد بعد از ایشان خلافت و وصایت در ۱۲ مهدی دیگر تحت عنوان مهدیین ادامه می یابد. وی برای اثبات این مدعای خود به خاتم الاوصیاء بودن امیرالمومنین(علیه السلام) اشاره می کند درحالیکه؛
خاتم الاوصیاء دارای دو اصطلاح است:
- یکی کسی که پایان دهنده ی سلسله وصایت انبیاء است، که امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام) می باشند و بعد از ایشان وصی نبی نخواهد بود و ائمه ی بعد در واقع اوصیای امیرالمومنین(علیه السلام) می باشند و از طریق وصایت امیرالمومنین(علیه السلام) وصی رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) هستند.
- دیگری پایان دهنده ی سلسله اوصیای پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) است که امام دوازدهم، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشند.
پی نوشت
- بقره، ۷
- انعام،۴۶
- احزاب،۴۰
- جاثیه،۲۳
- یس،۶۵
- شوری،۲۴
- مطففین،۲۵
- مطففین،۲۶
- احزاب،۴۰
- مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، جلد ٣، صفحه ٢٤٧
- اصول کافی، محمد بن یعقوب کُلینی، جلد ١، صفحه ٥٨
- (تفسیر القمی، على بن ابراهيم قمى، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۰۹؛ المحاسن، احمد بن محمد بن خالد بَرقی،۱۳۷۱ق، ج۱، ص۱۵۹؛ صحیح البخاری، محمد بن اسماعیل بخاری،۱۴۰۱ق، ج۵، ص۱۲۹؛ صحیح مسلم، مسلم بن حجاج نیشابوری، دار احیاءالتراث العربی، ج۴، ص۱۸۷۰ و ۱۸۷۱).
- (بهجتالدعاء، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی بهجت، ص١٧٧؛ ابتدای مفاتیحالجنان، شیخ عباس قمی، صفحه ١٠٣ در اعمال روز جمعه)
- تفسیر نورالثقلين، عبدعلی بن جمعه حویزی،ج۴،ص ۲۸۴
- تفسیر نورالثقلين، عبدعلی بن جمعه حویزی،ج۴،ص ۲۸۴
- تفسیر نورالثقلين، عبدعلی بن جمعه حویزی، ج ۴، ص ۲۸۵)
- (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۱، ص۵۲)
- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۳۶، ص ۲۸۴
- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۳۵، ص ۲۷
- نهج البلاغه،معجم المفهرس، خ ۱۳۳
- نهج البلاغه،معجم المفهرس، خ ۷۲
- نهج البلاغه،معجم المفهرس، خ ۱۷۳
- (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۵، ص ۲۱۱)
- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۲۲، ص ۲۱۸
- اقبال الاعمال، سیدبن طاووس، ص ۲۲۶
- عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، باب ۳۵، ص ۱۲۹
- آل عمران، آیه ۵
- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۴۴،ص ۲۴۳،ج ۹۷، ص۹۴
- کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص ۲۴۶، ح ۲۱۵؛ کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۴۴۱، ح ۱۲
- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۳۷، ص ۲۱۳
- بحار الأنوار، علامه مجلسی، (ط – بیروت)، ج۷، ص ۳۰۰
- إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، فضل ابن شاذان نیشابوری، ج۵، ص۱۹۷
- کتابُ الغیبة، شیخ طوسی، ص۲۷۳
- بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج۹۹، ص ۸۵
- رجال الکشي، شیخ طوسی، ج۲، ص۵۱۵، ح۴۵۶؛ مَناقِبُ آلِ أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج۴، ص۲۲۷
- رجال الکشي، شیخ طوسی، ج۲، ص۵۹۰، ح۵۴۰
- عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، جلد ۲، ص ۲۰۰