چکیده
استخاره یکی ازراههای رفع تحیّربعدازتحقیق وبررسی ومشورت اززمان پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم تاامروز بوده است .اما متأسفانه مدعیان دروغین مهدویت که ادعای وصایت وامامت کرده ومی کنند(مانند فرقه قادیانی ویمانی)چون دلایل عقلی وقابل قبول برای اثبات ادعای خودندارندازاستخاره سوء استفاده کرده وحتی موضع آن راتغییرداده اند تابتوانند استخاره را به عنوان راه رسیدن به حق و حقیقت نشان دهند و از این طریق به هدف خویش برسند.دراین نوشتارسعی داریم به بررسی استخاره وسوءاستفاده هایی که ازآن شده بپردازیم.
مقدمه
حتمأ برایتان پیش آمده که برای انجام یک کارمهم حسابی تحقیق کرده ایدوباآدم های باتجربه وکاربلدمشورت هم کرده اید اما در نهایت برای انجام دادن یا ندادن آن دچارشک ودودلی شده اید ،دراین مواقع استخاره بهترین گزینه است چراکه شک وتردیدراازبین می بردوباعث قوت قلب وطیب خاطرمی شود.اماهستند افرادی که مدام استخاره می کنند واستخاره جزءلاینفک زندگیشان شده است واین به خاطرناآگاهی آنها به استخاره است .بایدبه این نکته توجه داشت که استخاره همانطورکه می تواندراهگشاباشداگر،درست وبه موقع وبه جا انجام نشودمی تواندباعث گمراهی شود .
عدم آگاهی افراد باعث شده مدعیان دروغین مهدویت که برای اثبات ادعای خود به عنوان وصی وجانشین امام زمان مدرک قابل قبول ندارندافرادرابه سوی استخاره سوق دهند.ازجمله این مدعیان امروزه آقای احمدبن اسماعیل بصری ملقب به احمدالحسن می باشد که برای اثبات حقانیت خود میگوید:استخاره بگیرید تامطلب برشماروشن شود.
اگراستخاره خوب بیاید که هیچ امااگربد بیاید می گوید تونیت ات بد بود باید نیت ات راتغییردهی دوباره استخاره بگیری.
دراین نوشتارمی خواهیم ابتدابه معرفی استخاره وسپس ادعاها ی ایشان وواکاوی آن بپردازیم تادروغگوبودن این مدعی برهمگان روشن شود.
تعریف استخاره
استخاره در لغت به معنی ، بهترین خواستن، طلب خیر کردن است.
امادر اصطلاح، عبارت است از نوعی دعا و توکل و توسل به خداوند در انجام امری که خیر و شر آن بر انسان پوشیده است.
تعریف استخاره این است: استخاره درخواست توفیق و راهنمایی و طلب خیر از خداوند در کار مورد نظر به بهترین و نیکوترین چیز. 1
حکم و حجیت استخاره
حکم استخاره این است که: استخاره برای ترک واجب و انجام حرام، صحیح نیست، لیکن برای بقیه کارها حتی ترک امر مستحب یا انجام مکروه در صورت شکّ در بقای رجحان، مستحب 2 و ترک آن، مکروه است. 3 بنابر نگرش مذهب شیعه، برای اثبات باورها و اعمال شرعی بصورت کلی و جزئی، دو مصدر وجود دارد:
الف ـ دلیل شرعی غیرلفظی (عقل و قواعد منطقی عقلی و اجماع)
ب ـ دلیل شرعی لفظی (نص؛ شامل قرآن و سنت معصومین)
اما استخاره نه در لغت و نه در اصطلاح جزو دلیل شرعی لفظی وغیر لفظی نیست.
لذا نهایت چیزی که استخاره برای انسان به ارمغان میآورد، رفع تحیر بین دو امراست که هیچگاه تکلیف آور نمیباشد.
چنانچه پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) به امیر المومنین(علیه السلام) میفرمایند:
یَا عَلِیٌ، مَا حَارَ مَنِ اسْتَخَارَ وَ لَا نَدِمَ مَنِ اسْتَشَار4 ای علی، متحیر نمیماند کسی که استخاره کند و پشیمان نمیگردد کسی که مشورت کرده باشد.
بنابراین کسی که به قصد تعیین تکلیف مصداقی، نه به قصد رفع تحیر به قرآن مراجعه کند، مصداق تفأل به قرآن میباشد که مورد نهی معصومین(علیهم السلام) است. زیرا تفأل به معنای تعیین حکم مصداق بوده و مورد نهی امام صادق(علیه السلام) قرار گرفته است .چنانچه فرمودند:
لَا تَتَفَأَّلْ بِالْقُرْآن5 به قرآن تفأل نزنید
مؤید این سخن، کلام سید بن طاووس است که میفرماید :یکی از پادشاهان بزرگ دنیا، بارها به من نامه نوشت تا در سرایی از او دیدار کنم که بسیاری از مردم غافل، آرزوی به آنجا رفتن را داشتند. من نیز بارها به او نوشتم، چیزی که در آغاز زندگی دیدار پادشاهان را بر من تحمیل میکرد، اعتماد به استخاره بود. اما اکنون به موهبت انواری که خداوند به من عنایت فرموده است متوجه شدم که استخاره کردن در این مورد، دور از صواب و مبارزه با رب الارباب است.6
در شرح روایت امام صادق عليه السلام مقصود از تفأل چنانچه فيض (ره) فرمود: پيش بينی از پيش آمدهای آينده است مانند شفای مريض يا مرگ او يا يافتن گمشده و امثال اينها از روی قرآن كه اين خود يك نوع فال زدنی است و اين مورد نهی واقع شده و اين مطلب با استخاره با قرآن كه متداول است منافات دارد، زيرا استخاره بمعنای طلب خير كردن از خدا برای شناسائی خير و خوبی در كارها است كه ميخواهد بكند يا ترك كند، ونوعی مشورت كردن با خداوند است چنانچه در حديث آمده كه با پروردگارت در كارها مشورت كن .
پس ميان استخاره باين معنی و تفأل فرق آشكاری است، مجلسی (ره) گويد: و شايد ظاهرتر از اين كلام اينست كه مقصود نهی از تفأل بقرآن برای آن چيزی است كه رسم عرب بوده كه چون كلامی با شعری ميشنيدند فال خوب و بد ميزدند، و مقصود امام عليه السلام اينست كه هنگام شنيدن يا خواندن قرآن آن طور فال نزنيد. 7
انواع استخاره
استخاره به شکلهای مختلفی صورت میگیردکه به چندنمونه ازآن اشاره می کنیم ،برای کسب اطلاعات بیشتربه روایات اهل البیت مراجعه فرمایید.
استخاره به نمازودعا،استخاره باقرآن،استخاره باقطعات کاغذ،استخاره باتسبیح و…….
آداب استخاره
درآداب استخاره روبه قبله بودن ،انگشترعقیق داشتن،باغسل ووضوبودن و……
مهمترین نکته این است که هرگاه استخاره خوب نیامد استخاره کننده نباید آن راباکراهت بپذیردبلکه باید به درگاه خوادندشکر وبراو توکل نماید.
تااینجابااستخاره وتوضیحات مربوط به آن آشناشدیم ،دراین قسمت می خواهیم به موضوع اصلی یعنی ادعاهای آقای احمد بصری ونقدآن بپردازیم.
حجیت استخاره در نزد احمداسماعیل و انصارش
1. در کتاب جامع ادله دعوت یمانی آمده است: «و از ديگر دلايل اثبات حقانيت سيد احمد الحسن به اينکه وی وصی و فرستادەی امام مهدی است استخاره با قرآن در مورد حقانيت وی است که خداوند متعال در قرآن به او شهادت میدهد» 8
در پاسخ میگوییم:
الف ـ استناد به استخاره موضوع جدیدی نیست !
با مطالعه در کارنامه سایر مدعیان دروغین مهدویت، مشاهده میشود که افرادی که این ادعا را داشته و مردم را با استخاره فریب دادهاند کم نبوده و با همین روش حقانیت خود را اعلام کردهاند.
به عنوان نمونه، غلام احمد قادیانی (۱۲۶۵ه.ق) که در ابتدا ادعای مهدویت کرده و سپس خود را نبی خدا نامید، استخاره را به عنوان اولین شهادت خدا بر حقانیت خود معرفی کرد.9
وی میگوید: «من شبانه روز قوم خود را انذار داده و آنها را بحق دعوت کردم؛ آنها را آشکارا و نهان به ایمان فرا خواندم و در خلوتهاشان و اجتماعاتشان آنها را بسوی حق دعوت کرده و گفتم : استغفروا ربکم واستخیروا واستخبروا. از خدا طلب مغفرت کرده و استخاره کنید تا خبردار شوید! و از خداوند بخواهید که در امر من شما را با الهامات یاری کند.» 10
ب ـ استخاره برای ذبح مرغ مهم تر است یا انتخاب وصی؟
طی فتوایی که به احمد اسماعیل منتسب است، وی ادعا دارد که حکم تشخیص گوشت مرغ حلال از حرام بالاتر از آن است که با استخاره پی بر آن بریم، این درحالی است که پیروان او دلیل راستی احمد را استخاره میپندارند.!
یعنی استخاره در تعیین امری همانند مهدویت و امامت احمد اسماعیل حجیت دارد؛ اما برای تفکیک بین گوشت حلال از گوشت حرام فاقد حجیت و صلاحیت است و بلکه باید از حلال گوشت بودن مرغ اطمینان شرعی حاصل شود. در کتاب الجواب المنیر عبر الأثیر که مجموعه پاسخهای احمد بصری به پیروان خود میباشد، عدهای از زنان اینگونه پرسیدهاند:
السؤال/۵۵۰:ما گروهی از زنان هستیم که به سید احمد گرویده ایم ولی شوهران ما هنوز چنین اعتقادی پیدا نکرده اند. برای ما دشوار است که برویم و از روش ذبح مطمئن شویم، لذا برای خوردن گوشت مرغ استخاره میکنیم. آیا این کار برای ما جائز است؟
و آیا جائز است که ما مردان انصار را که بیشتر از ما میتوانند بروند و تحقیق کنند، از این موضوع (استخاره برای گوشت) باخبر سازیم؟ منظورم اینست که آیا این روش میتواند به صورت قانونی که بتوان به آن اعتماد کرد تلقی شود حتی اگر امکان تحقیق فراهم باشد و رنج ومشقتی بر آن وجود نداشته باشد. ارسالی ز.خ _ امارات 11
آقای احمد بصری درجواب می گوید:
خداوند شما را توفیق دهد! در خصوص مرغ باید حتماً اطمینان حاصل شود که به دست مسلمان ذبح شده باشد زیرا آنها ذبح با دستگاه را مجاز شمرده اند و حال آنکه غیر شرعی است.
اما در مورد گوشت قرمز، در سرزمینهای اسلامی میتوان حیوانات ذبح شده را میل کرد و این کار اشکالی ندارد.رجب الاصلب /۱۴۳۱ 12
ج ـ بطلان ادعای حجیت استخاره، با مسئله «تورم استدلال» روشن میگردد؛
بدین معنی که اگر استدلال این جماعت را متورم نموده و گستره احتجاج را گسترش بخشیم، به نتایجی میرسیم که نزد این فرقه پذیرفته نیست.
بعنوان مثال اگر پای استخاره به اموال و دارایی این جماعت باز شود؛ بطوری که در اموال و داراییهای آنها استخاره گردد که اگر استخاره خوب آمد، آن را بعنوان حکم شرع مقدس دانسته و تمامی آن دارایی را به مخالفان احمد هبه کنند.!
پس این مورد از مواردی نامطلوب نزد این فرقه و هر تفکر دیگری است؛ چرا که استخاره هرگز در این مقام نیست که همانند ادله شرعی حقیقی همانند قرآن و سنت، بر مجموع اعمال و عقائد شرعی بشر چیره باشد.
د ـ در ضمن میگوییم: اگر استخاره حجیت دارد، در اینصورت، باید در تک تک ادعاهای احمد بصری استخاره گردد.!
ایشان به امپراتورادعاها معروف هستند پس باید برطبق گفته ی خودش برای تمام ادعاهای اواستخاره کرد اگربد بود معلوم میشود اومدعی دروغین وسرباز شیطان است!! این تناقض صریح و این تجمع نواقض همگی حاکی از گمراهی افرادیست که استخاره را حجت شرعی خداوند در تعیین عقاید یا احکام شرعی میدانند و در تعیین مسئلهای که پیغمبر خاتم بجهت عظمت شأنش و برای تحقق آن، واقعهای تاریخی و تکرارناشدنی غدیر خم را پدید میآورد، به استخارهای بسنده میکنند.
2ـ احمد اسماعیل مدعی گردیده است که امر امامت و یمانیت وی روشنتر و نورانیتر از خورشید در نیمه روز است.
و أمری أبین من شمس فی رابعة النهار 13
و امر من روشنتر از خورشيد در روشنايی روز است 14
الف ـ احمد بصری در کتاب الجواب المنیر درباره شرایط استخاره مینویسد:
الاول: إنك لا ترجح في نفسك طرفاً علی آخر بل تساوي الأمرين في نفسك. 15 اول: در نفست یکی از دو گزینه را بر دیگری ترجیح ندهی بلکه دو حالت در نظرت یکسان باشد. 16 حال امری که مثل همچون خورشید در روز روشن است چگونه با اینکه دو امرکه در نظرت یکسان باشد یعنی در انتخاب یک امر حیران باشی قابل جمع است!!!
ب ـ از طرف دیگر روایات مربوط به استخاره، رفع تحیر بین دو امر است :
روایت پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) به امیر المومنین(علیهالسلام) در بخش حکم و حجیت استخاره مؤید این مطلب است و استخارهای که در حال حیرانی و نداشتن دلیل واضح و روشن مستحب است چه سنخیتی با دعوت اظهر من الشمس احمد اسماعیل دارد!!!
نقد دلایل روایی استخاره مورد استفاده احمد اسماعیل و پیروانش
یکی دیگرازروش های این فرقه تفسیروتوجیه روایات اهل البیت به نفع خودشان است که درادامه به آن می پردازیم.
1ـ روایت اول:
(تحریف و تدلیس روایت)
«و روی علي بن معاذ قال: قلت لصفوان بن يحيی بأي شيء قطعت علی علي؟ قال صليت و دعوت الله و استخرت عليه و قطعت عليه» 17
علی بن معاذ میگوید: به صفوان بن یحیی گفتم: بنابر کدام دلیل مطمئن شدی علی بن موسی الرضا امام است؟ پس گفت: نماز خوانده و از خدا خواستم و استخاره کردم تا اینکه یقین کردم بر امامت وی.
پیروان و اتباع احمد اسماعیل این روایت را ذکر کرده و با استناد به این روایت ایمان به امامت امام رضا علیه السلام از طریق استخاره را یک قاعده کلی دانسته و بر اساس آن «قاعده سازی» کردهاند ، به دو نمونه اشاره میکنیم:
آنها معتقدند:
همانا شأن استخاره همانند شأن رؤیاست، طریقی برای شناخت حجت الاهی در زمین است، نه راهی برای گرفتن عقائد و نه فروعات، همانطور که صفوان جمال هدایت شد از راه استخاره برای تشخیص امام رضا علیه السلام همانطور که قبلاً از طریق نصوص به امامت امام از آل محمد ایمان آورده بود، و امام رضا علیه السلام آنرا تایید کرده بود و ما به نوبه خودمان میگوییم که استخاره در این حد در تشخیص سرپرست و فرستاده امام مهدی علیه السلام مفید است.18 پس وارد شده است که صفوان جمال از بزرگان شیعه با استخاره به قطعیت امامت امام رضا علیه السلام رسید.19
در پاسخ میگوییم:
الف ـ معیار پذیرش روایات در نزد همبوشیها قطعی الصدور بودن از معصومین علیهم السلام است که طبق نظر ناظم العقیلی باید یک روایت متواتر باشد یا محفوف به قرائن صحت. حال روایت صفوان اولاً نه متواتر است نه محفوف به قرائن صحت و ثانیاً از همه مهم تر که اصلاً این روایت از معصوم نقل نشده است.
ب ـ در مورد این روایت، همه پیروان احمد اسماعیل مرتکب خطای واضحی شدهاند. ایشان از سر بی اطلاعی به واضحات علم رجال در مطالب خود درباره استخاره، نام صفوان را «صفوان جمال» بیان کرده و هرگز نفهمیدهاند که صفوان بن یحیی که در متن حدیث گفته شده است با صفوان جمال یکی نیست.
نام صفوان جمال، صفوان بن مهران بن المغیرة الأسدی و صفوان دیگر، صفوان بن یحیی ابومحمد الجبلی بیاع السایری بوده است. صفوان جمال از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام بوده و هرگز امام رضا علیه السلام را درک نکرده است؛
اگر پیروان احمد اسماعیل چیزی از علم رجال میدانستند، نام شخصی که هرگز امام رضا علیه السلام را درک نکرده در داستانی مربوط به آن حضرت نمیآوردند؛ اما صفوان بن یحیی از اصحاب امام کاظم، امام رضا و امام جواد علیهم السلام بوده است.
ج ـ شیخ طوسی این خبر ضعیف را صرفاً به عنوان شبهه و جهت ابطال و ردیه زدن بر آن ذکر نموده است و در پاسخ بدین خبر ضعیف مینویسد:
این خبر صرفاً سرزنش شخصی است کـه در امور اعتقادی تقلید کرده است و حتی اگر استخاره صفوان صحیح باشد، هیچ حجتی برای دیگـران نیست؛ از طرفی شخصی که این عمل به او منتسب شـده(صفوان بـن یحیی) بحسب مقامات و زهد و دیانتی کـه دارد اجل و بالاتر از آن است که امامش را با استخاره بشناسد.
بنابراین چطور برای او درست است کـه در مسأله علمی [آن هم اهم مسائل] به مخالف بگوید که به خاطر استخاره بـه امامت ایشان معتقد شدم. مگر این کـه [بگوییم] صفوان شخص سؤال کننده را در درجهای از بلاهت و نادانی دیده کـه ابلهی او صفوان را از تکلیف پاسخگویی خار ج کرده است. اگر چنین باشد، معارضه و بحث ساقط است.20 (یعنی به خاطر بلاهت فرد سئوال کننده، از بیان ادله و براهین قطعی اعراض کرده و این پاسخ را بـه وی داده است.)
بنابراین شیخ طوسی؛ تمسک به استخاره در امر مهم امامت و حجت الهی را تقبیح وتمسخرکرده ودور از شأن صفوان بن یحیی میداند و بر این باور است که ا گر هم کسی بخواهد دیگران را به انتخاب حجت الهی به وسیله استخاره دعوت کند، مخاطبین را نادان شمرده است.
د ـ اصل انتساب اینچنین عملی (ایمان به امام رضا علیه السلام با یک استخاره!) به صحابی بزرگواری همانند صفوان بن یحیی که نه تنها از موثقترین رجال شیعه میباشد، که ایشان فقط از رجال موثق نیز نقل خبر میکرد، نیز قبیح و دور از عقل است؛ چرا که وی خود از جمله عارفان به اهل بیت علیهم السلام بوده و سینهاش مالامال از احادیث نبوی بود که در آن به نص صریح امام بعد از حضرت کاظم علیه السلام را، علی بن موسی الرضا علیهما السلام عنوان مینمود؛ پس چطور ممکن است که این صحابی جلیل، که خود محدث بوده و چندین کتاب مشتمل بر احادیث و فتاوی اهل بیت علیهم السلام تألیف نموده است، سنت متواتره مبنی بر اثبات امامت علی بن موسی الرضا علیه السلام را رها نموده و پاگیر یک استخاره شود؟!
2ـ روایت دوم:
(تغییر در معنای روایت)
سُلَيْمَانُ بْنُ بِلَالٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ نَبِّئْنَا بِمَهْدِيِّكُم … اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ بَعْثَهُ خُرُوجاً مِنَ الْغُمَّةِ وَ اجْمَعْ بِهِ شَمْلَ الْأُمَّةِ فَإِنْ خَارَ اللَّهُ لَكَ فَاعْزِمْ وَ لَا تَنْثَنِ عَنْهُ إِنْ وُفِّقْتَ لَهُ وَ لَا تَجُوزَنَّ عَنْهُ إِنْ هُدِيتَ إِلَيْهِ هَاهْ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِ.21 مردی نزد امیرالمؤمنیـن علیه السلام آمد و عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! مرا از مهدی خود آگاه کنید. حضرت فرمود … خدایا! برانگیخته شدن او را مایه به در آمدن و سر رسیدن دلتنگی و اندوه قرار بده و به واسطه او پراکندگی امت را جمع سـاز. اگر خدا برای تو خیر خواست، عزم خود را استوار کن و اگر در راه رسـیدن به خدمت او توفیق یافتی، از او به دیگری باز مگرد و هرگاه به سویش راه یافتی از او در مگذر. پس از آن، آهی کشید و با دست خود به سینهاش اشاره کرد و فرمود: چه بسیار بـه دیدن او مشتاقم.
علی ابراهیمی از اتباع احمد بصری با اشاره به این روایت سپس در دفاع از حجیت استخاره مینویسد:
«و این دلیلی روشن از امام علی علیه السلام است که در تشخیص مصداق حجت خدا امر به استخاره میکند، و خدای متعال در آیه محکم کتابش میگوید: (بگو ميان من و شما گواه بودن خدا كافی است) و شهادتی عظیمتر از شهادت خدا یافت نمیشود.
و سپاس از آن خداست، خدا و جانشینان او در زمین برای امام احمدالحسن شهادت دادند که او حق است و جانشین خدا در زمین وحجتی از حجتهای خدا است که اطاعتشان واجب است.22
این پیرو احمد بصری با استفاده از عبارت « فَإِنْ خَارَ اللَّهُ لَكَ فَاعْزِمْ » سعی در اثبات حجیت استخاره در امر امامت دارد
در پاسخ میگوییم:
الف ـ عبارت خَارَ اللَّهُ لَكَ، هیچ ارتباطی با استخاره با قرآن نداشته و به معنای خیر خواستن خداوند برای انسان است، نه طلب خیر از خدا. چنانچه در تمامی کتب لغوی بدان اشاره شده و گفتهاند:
خَارَ اللَّهُ لَكَ؛ أی أعطاکَ اللهُ مَا هُـوَ خَیرٌ لَک.23 یعنی؛ خداوند به تو خیر عطا کند.
خَارَ اللَّهُ لَكَ فِی الأمر؛ أی جَعَلَ اللهُ فِیهِ الخَیر.24 یعنی؛ خداوند در کار تو خیر قرار دهد.
ب ـ در لسان عرب نیز، عبارت « خَارَ اللَّهُ لَكَ » به معنای استخاره کردن و طلب خیر نبوده و به معنای عطای خیر میباشد که به دو نمونه اشاره میگردد:
همسر زهیر بن قین هنگام خداحافظی با همسرش گفت: « خَارَ اللَّهُ لَكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَذْكُرَنِي فِي الْقِيَامَةِ عِنْدَ جَدِّ الْحُسَيْنِ عَلَیهِ السَلام » 25 خدا به تو خیر دهد درخواست میکنم که مرا در قیامت نـزد جد حسـین علیه السلام شفاعت کنی.
عبدالله بن سلیمان و منذر بن مشـمعِل نقل میکنند که به امام حسین علیه السلام خبر شهادت مسلم بن عقیل را دادیم و ایشان فرمود: « لَا خَيْرَ فِي الْعَيْشِ بَعْدَ هَؤُلَاءِ فَعَلِمْنَا أَنَّهُ قَدْ عَزَمَ رَأْيَهُ عَلَى الْمَسِيرِ فَقُلْنَا لَهُ خَارَ اللَّهُ لَك » 26 . خیری در دنیا بعد از مرگ این جوان نیست. پس ما فهمیدیم که امام علیه السلام قصد ادامه مسیر دارد. پس عرض کردیم: خداوند به شما خیر عطا کند.
نتیجه گیری
تعیین احکام و عقائد شرعی توسط استخاره خارج از سنت و کتاب بوده و یقیناً بدعت است. در طول تاریخ شیعه، هیچ محدثی بنابر استخاره فتوایی صادر ننموده و یا باورهای خویش را مستدل به استخاره نکرده است؛ بلکه گفتیم شیخ طائفهی شیعه یعنی شیخ طوسی افرادی را که باورشان وابسته به استخاره است را افرادی نادان حکم داده است؛
پس هیچ عالم عاقلی مدعی نمیگردد بجهت روایات استحباب استخاره، در حکم سارق یا قاتل یا بطلان یک عقیده یا اثبات یک عقیده و تایید فلان مدعی نبوت و تکذیب فلان مدعی مهدویت به استخاره رجوع کنیم و حتی اگر فرض بگیریم که عقل و نص در امری (مثلا تأیید یا تکذیب یک مدعی) مفید به علم نبودند، باید توقف نمود تا امر توسط نص معصوم یا قوانین عقلی و دیگر راههای استنباط شرع تعیین گردد و در همین حال نیز حق رجوع به استخاره را نداریم.
پی نوشت
- مهذّب الاحکام ج۹، ص۹۷
- کشف الغطاء ج۳، ص۳۰۰
- مهذّب الاحکام ج۹، ص۱۰۵
- تحف العقول، ص۲۰۷
- کافی ،ج ۲ ، ص ۶
- کشف المحجة لثمرة المهجة، ص۱
- اصول الکافی ترجمه مصطفوی ج ۴ ص ۴۳۷
- دله جامع دعوت یمانی ص ۳۸۰
- ادعیاء المهدویه ص۵۴
- غلام احمدقادیانی التبلیغ ص۱۱۹
- پرسشهای روشنگر دربسترامواج ج۶ ص۶۸
- پرسشهای روشنگر در بستر امواج ج۶ ص۶۹
- المتشابهات ج۴ سوال ۱۴۴
- ترجمه المتشابهات ج۴ سوال ۱۴۴ ص۴۷
- الجواب المنیر ج۳ ص ۴۸ جواب سوال ۲۳
- ترجمه الجواب المنیر ج۳ ص۶۷ جواب سوال ۲۳
- الغیبة شیخ طوسی ص۶۱
- عبدالرزاق الدیراروی فی القطیف ضجة ج۱ ص۶۱
- دکتر توفیق مغربی دلائل الصدق و نقض غبار الشک ص۱۳
- الغیبة شیخ طوسی ص۶۲
- غیبت نعمانی ص۲۱۲
- علی الابراهیمی البیان الشافی فی ادلة الیمانی ص۳۹
- مجمع البحر ین، ج ۳ص۲۹۷و لسان العرب، ج ۴ص۲۶۷و الصحاح، ج ۲ص۶۵۲و النهایة، ج ۲ص۹۲
- مجمع البحر ین، ج ۳ص۲۹۷و لسان العرب، ج ۴ص۲۶۷و الصحاح، ج ۲ص۶۵۲و النهایة، ج ۲ص۹۲
- مثیر الاحزان ص۴۶
- الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد
مطالب بسیار جامع و کامل و عالی بود.
خدا خیرتان دهد
اجرتان با حضرت زهرا سلام الله علیها
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.
سلام ،
بسیار مفتخریم که از سایت ما دیدن کردید 😊🙏🙏🙏
مطلب جالب و کاملی بود