چکیده
احمداسماعیل بصری مدعی دروغین مهدویت خودش را فرزند و وصی امام زمان حضرت حجت علیه السلام و به عنوان امام سیزدهم معرفی کرده است و از آنجا که برای اثبات ادعای خویش دلیل محکم و قابل ارائه ندارد دست به تحریف و تفسیر به رای روایات اهل بیت علیهم السلام زده است او حتی برای اثبات این مدعا به روایات جعلی و ضعیف السند که قابل پذیرش شیعه نیست هم متمسک شده است در نوشتار پیش رو قصد داریم روایتهایی که ایشان به عنوان مدرک سیزدهمین امام بودن خود ارائه کرده است را بررسی کنیم تا کذب گفتار ایشان بیش از پیش روشن شود..
مقدمه
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دستور الهی دراولین مرحله بعد از مامور شدن به دعوت علنی ، اقوام و خویشان خود را دعوت کردند و در انتهای مراسم به آنان فرمودند: چه کسی حاضر است درراه دعوت مردم به سوی خدای یگانه من رایاری کند؟ در هر سه مرحله امیرالمومنین علیه السلام برخاستند .پیامبرهم امیرالمومنین علیه السلام را به عنوان وصی و جانشین بعد خویش معرفی کردند.
در حقیقت بعدازتوحید، مسئله نبوت و امامت در کنار هم مطرح شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در طول مدت ۲۳ سال نبوت خویش به طور مکرر و به بهانههای مختلف امامان بعد از خویش را معرفی میکردند تا اهمیت این موضوع و اینکه چه کسانی عهدهدار شأن امامت هستند برای مردم مشخص و روشن شود.
تا رسید به آخرین حج پیامبر(حجة الوداع)، ایشان در بازگشت از حج در منطقهای به نام غدیر خم به دستور الهی موظف شدند که امام بعد از خودشان را به طور واضح و آشکار معرفی کنندوازمردم برای ایشان بیعت بگیرند. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم خطبه ای خواندندو بعد از بلند کردن دست امیرالمومنین به عنوان اولین وصی و جانشین بعد از خود ،بقیه امامان را تا روز قیامت معرفی کردند حتی یک بخش از خطبه خویش را به معرفی امام دوازدهم حضرت مهدی علیه السلام به عنوان خاتم الائمه اختصاص دادند تا دیگر جای شک و شبهه و تردید برای احدی باقی نماند.
بعد از اتمام خطبه پیامبر ،آیه اکمال دین بر ایشان نازل شد و مهر تایید بر سخنان پیامبر زده شد .
با وجود واقعه غدیر که یک امر واضح و روشن بر معرفی امامان ۱۲گانه بود اما باز هم پیامبر اکرم در آخرین روز زندگیشان این امر مهم را یادآور شدند.
چندسال بعد درزمان عثمان درجمعی امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
شما را بخدا قسم میدهم، آیا میدانید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بعنوان خطابه برخاست و بعد از آن خطبه ای نخواند و فرمود:
ای مردم، من در میان شما دو چیز باقی گذاردم که تا به آنها تمسّک کرده اید هرگزگمراه نمی شوید: ( همان عبارت عاصم من الضلال ) کتاب خدا و عترت من اهل بیتم. خداوند لطیف خبیر به من سپرده است که این دو از یک دیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند.
گفتند: آری بخدا قسم، ما در همه این مطالب نزد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله حاضر بودیم.
فرمود: خداوند مرا بس است.
دوازده نفر از جماعت اهل بدر برخاستند و گفتند: شهادت میدهیم وقتی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله این خطابه را در روزی که از دنیا رفت ایراد فرمود.
عمر بن خطّاب بحالت شبه غضب برخاست و گفت: یا رسول اللَّه، آیا همه اهل بیتت؟ فرمود: نه . بلکه جانشینانم : برادرم و وزیرم و وارثم و خلیفهام در امّتم و صاحب اختیار هر مؤمنی بعد از من از آنهاست و یازده نفر از فرزندانش.
۱-این (علی) اوّل آنان و افضلشان است،
۲و۳_سپس این دو پسرم- و حضرت اشاره به امام حسن و امام حسین علیهما السّلام کردند.
۴- سپس وصیّ پسرم که بنام برادرم علی نامیده میشود و پسر حسین است.
۵- سپس وصیّ علی که فرزند اوست و نامش محمّد است.
۶- سپس جعفر بن محمّد،
۷- سپس موسی بن جعفر،
۸- سپس علیّ بن موسی،
۹- سپس محمّد بن علی،
۱۰- سپس علیّ بن محمّد،
۱۱- سپس حسن بن علیّ،
۱۲- سپس محمّد بن الحسن مهدیّ امّت که نامش نام من و طینت او همچون طینت من است.
طبق امر من امر میکند و طبق نهی من نهی مینماید.زمین را پر از عدل و داد میکند همان طور که از ظلم و جور پر شده باشد .
هر کدام از آنها یکی پس از دیگری و پشت سر هم خواهند آمد تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. آنان شاهدان خدا در زمین و حجّتهای او بر خلقش هستند. هر کس از آنان اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هر کس از آنان سرپیچی کند خدا را عصیان کرده است.
بقیّه هفتاد نفر بدریّین و همان تعداد از دیگران برخاستند و گفتند: مطلبی که فراموش کرده بودیم بیادمان آوردی! ما شهادت میدهیم که این مطلب را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدیم.1
ائمه علیهم السلام نیز این موضوع را مکررا تاکید میکردند همانطور که امام صادق علیه السلام فرمودند:
قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلْأَئِمَّةُ بَعْدَ نَبِيِّنَا اِثْنَا عَشَرَ نُجَبَاءُ مُفَهَّمُونَ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ وَاحِداً أَوْ زَادَ فِيهِمْ وَاحِداً خَرَجَ مِنْ دِينِ اَللَّهِ وَ لَمْ يَكُنْ مِنْ وَلاَيَتِنَا عَلَى شَيْءٍ.
امامان بعد از نبی دوازده تن هستند که همه ی آنها نجیب و آموخته شده می باشند هرکس یکی از آنان را کم یا زیاد کنداز دین خدا خارج شده است و از ولایت ما بهره ای نبرده است. 2
نکته قابل توجه اینجاست که آقای احمدبصری ملقب به احمدالحسن که خودش راامام سیزدهم وواجب الاطاعه میداند در کتاب العجل این مطلب راآوردکه: 3
وعن أبي جعفر الأول أي الباقر (علیه السلام) عن أبيه عن جده قال: قال رسول الله ( صلی الله علیه وآله) أني واثنا عشر من أهل بيتي أولهم علي ابن ابي طالب أوتاد الأرض التي امسكها الله بها أن تسيخ بأهلها فإذا ذهبت الأثنا عشر من أهلي ساخت الأرض بأهلها ولم تنظروا
و از ابوجعفر اول (امام باقر) از پدرش از جدّش نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: من و دوازده نفر از اهل بیتم ـ که نخستین آنان علی بن ابیطالب است ـ پایههای زمین هستیم که خداوند به وسیله ما، زمین را نگه داشته تا بر اهلش فرو نرود. پس هنگامی که دوازده نفر از اهل بیتم از بین بروند، زمین با اهلش فرو میرود و مهلتی به شما داده نخواهد شد..» الكافي ج ١ ص ٥٣٤
این مطلب یکی ازتناقضات آشکار آقای احمدبصری است درادامه ان شاءالله به نقدروایاتی که ایشان برای اثبات ادعای خویش آورده می پردازیم.
روایات مورد توجه اتباع احمد در اثبات امام سیزدهم:
روایت اول در توهم سیزده امام : هما_الوالدان
سمعت أبا جعفر (علیه السلام) يقول : الاثنا عشر الإمام من آل محمد (علیه السلام) كلهم محدثون من ولد رسول الله ومن ولد علي ، ورسول الله وعلي (علیه السلام) هما الوالدان
امام باقر علیه السلام فرمود : دوازده امام از آل محمد تمامى آنها كسانى هستند كه فرشتگان با آنها حديث كنند ، و از نسل رسول خدا صلی الله علیه وآله و على علیه السلام هستند ، و رسول خدا و على آن دو پدران هستند. 4
شبهه:
در این حدیث سخن از دوازده فرد بعد از امیرالمومنین علی (علیه السلام) می باشد و اگر علی (علیه السلام) را به آنان اضافه کنیم ، سیزده فرد می شوند . این فرد سیزدهم چه کسی است ؟!
آری! همان مهدی اول -احمد (علیه السلام)- که در وصیت رسول الله (صلی الله غلیه آله) ذکر شده است.
پاسخ
۱. در دو عبارت: (الاثنا عشر … من ولد رسول الله صلی الله غلیه آله و من ولد علی علیه السلام و (هما الوالدان)، به خاطر اکثریت امامان از نسل پیامبر صلی الله غلیه آله و حضرت علی علیه السلام ، قاعده ی تغلیب به کار رفته است که امری رایج در ادبیات عرب است، نه اینکه این دو عبارت، دلالت بر امام ۱۳ داشته باشند!.
و می بینیم زراره که مخاطب این روایت و قائل به ۱۲ امام بوده، هیچ اشکال و اعتراضی هم مطرح نکرده است.
۲ـاین که حضرت علی علیه السلام از کلمه ی (کلهم) جدا نشده، به دلیل روشن بودن مطلب و اشتباه نشدن عدد ۱۲ در ذهن مخاطب بوده است.
مثلا اگر گفته می شد: (یازده امام از نسل …)، ممکن بود ناخواسته در ذهن مخاطب القاء شود که کلاً یازده امام داریم!!
۳ـ ۱۲ امام از آل محمد صلی الله غلیه آله، یعنی صراحت بر ۱۲ امام، وگرنه می فرمود ۱۳ امام.
جالب است که نام بابی که این روایت در آن امده صراحت بر ۱۲ امام دارد و نه بیشتر: بَابُ مَا جَاءَ فِي الِاثْنَيْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَيْهِمْ علیه السلام .
۴ـشخصیتی مثل زراره که مخاطب امام باقر علیه السلام بوده است، پیداست که مفهوم روایت برایش کاملاً روشن بوده و دلالت بر ۱۲ امام داشته است، چون هیچگونه “اما و اگر و ان قلتی” مطرح نکرده است.
این نکته نشان می دهد که روایت اصلی بر۱۲ امام بعد از پیامبر صلی الله علیه آله یا ۱۱ امام از نسل علی علیه السلام صراحت داشته، اما در طول تاریخ دچار تصحیف و اشتباه کتابت نسخه نویسان شده است.
۵ـ دلیل بر این مطلب، نقل های دیگری از این روایت است که دلالت بر امامان ۱۲ گانه دارندنه بیشتر!
در یک نقل، به روشنی بيان شده “الاثنا عشر” شامل حضرت علی علیه السلام و ۱۱ فرزندش می باشد:
عن زرارة قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: الاثنا عشر الأئمة من آل محمد كلهم محدث ، علي بن أبي طالب و أحد عشر من ولده ، و رسول الله و علي هما الوالدان علیه السلام . 5
در نقل دیگر به جای “مِن ولد رسول الله” گفته شده:
“الاثنا عشر … بعد رسول الله” و علی علیه السلام داخل در ۱۲ ذکر شده:
عنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: اِثْنَا عَشَرَ إِمَاماً مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ كُلُّهُمْ مُحَدَّثُونَ
بعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ و عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنْهُمْ . 6
از این نقلهای متفاوت معلوم میشود که این حدیث (نقل شده توسط اتباع) دچار تصحیف شده، یعنی کاتبان حدیث دچار اشتباه در کتابت شدهاند. و آن نقلی صحیح است که منطبق با روایات صریح و متواتر در حصر ۱۲ امام علیه السلام باشد.
۱۲امام از آل محمد همگی محدث بعد از پیامبر و امام علی هستند و علی بن ابی طالب یکی از آنهاست.
وقتی درمورد سایر نسخه های این روایت تحقیق میکنید متوجه میشوید که محتوای این خبر دلالت بر ۱۲ امام دارد نه چیزی فراتر، این خبر ابتدا به یک مجموعه دوازده نفره اشاره میکند و در ادامه یکی از اعضای این مجموعه را بولد میکند تا نشان دهد سایر اعضا از او هستند و او علاوه بر اینکه مثل آنها امام و محدث است پدرآنها نیز هست.
روایت دوم در توهم امام_سیزدهم : لوح_جابر
جابر بن عبدالله انصاری می گوید : بر حضرت فاطمه (سلام الله علیه) داخل شدم در حالیکه لوحی در دست آن حضرت بود که در آن ، نام اوصیاء پیامبر(صلی الله علیه آله) که از فرزندان حضرت فاطمه (سلام الله علیه) بودند نوشته شده بود پس من آنها را شمردم دیدم که 12 نفرند که آخرینشان قائم (علیه السلام) بود ، سه تن از ایشان محمد و سه تن علی نام داشتند.
متن عربی: عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ : دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ علیه السلام و بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ علیه السلام ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌّ . 7
احمداسماعیل و اتباعش درباره حدیث لوح اینگونه میگویند: سه نام علی و سه نام محمد از فرزندان امیر المومنین و حضرت زهرا علیهما السلام.
دوازدهمین فرزند ایشان علیهما السلام در این روایت کیست؟؟
معتقدند: در اشاره رمز گونه حضرت زهرا سلام الله علیه فرموده اند نام سه تن از آنها علی علیه السلام و نام سه تن از آنها محمد علیه السلام است …
در صورتی که اگر مولا علی (علیه السلام) را داخل آن 12 نفر حساب میکردند ، با امیرالمومنین (علیه السلام) میشد چهار نفر علی نه سه نفر …
آن دوازده نفر امام علیه السلام از فرزندان اباالائمه حضرت علی علیه السلام و ام الائمه حضرت زهرا سلام الله علیها به همراه خود حضرت علی (علیه السلام) میشود 13 امام که آخرین آنها قائم نام دارد …
در ضمن حضرت زهرا سلام الله علیها امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را محمد (علیه السلام) نامیده پس قائمی که اینجا ذکر شده امام زمان عجل الله نمیباشد …
نقد و بررسی:
روایت معروف به لوح_جابر است که ۴ نسخه دارد که با عبارات مختلف از جابر نقل شده است.
نسخه ۱: اوصیاء ۱۲ نفرند که اولیشان علی بن ابی طالب و ۱۱ نفر دیگر از فرزندان حضرت زهرا میباشند که آخرینشان قائم است و نام سه نفرشان محمد و نام چهار نفرشان علی است:
«لَوْحٌ يَكَادُ ضَوْؤُهُ يَغْشَى الْأَبْصَارَ وَ فِيهِ اثْنَا عَشَرَ اسْماً ثَلَاثَةٌ فِي ظَاهِرِهِ وَ ثَلَاثَةٌ فِي بَاطِنِهِ وَ ثَلَاثَةُ أَسْمَاءَ فِي آخِرِهِ وَ ثَلَاثَةُ أَسْمَاءَ فِي طَرَفِهِ فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِيَ اثْنَا عَشَرَ قُلْتُ أَسْمَاءُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَتْ هَذِهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ ” أوَّلُهُمْ ابْنُ عَمِّي وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي” آخِرُهُمْ الْقَائِمُ قَالَ جَابِرٌ فَرَأَيْتُ فِيهِ مُحَمَّداً مُحَمَّداً مُحَمَّداً فِي ثَلَاثَةِ مَوَاضِعَ وَ عَلِيّاً عَلِيّاً عَلِيّاً عَلِيّاً فِي أَرْبَعَةِ مَوَاضِعَ». 8
جابر بن عبد اللَّه انصاريّ گويد: «به خدمت حضرت فاطمه عليها السّلام مشرّف شدم، در مقابل حضرت لوحى قرار داشت كه نورانيّت آن، نزديك بود چشم را كور كند، در آن لوح، دوازده اسم ديده مىشد، سه اسم در روى لوح، سه اسم، پشت آن و سه اسم در آخر آن و سه اسم در كنار آن، آنها را شمردم، دوازده نام بود.
پرسيدم: اينها اسامى چه كسانى است؟ فرمودند: اينها اسماء اوصياء است،
اوّلين آنها پسر عمويم و يازده نفر بقيّه، از اولاد من هستند كه آخرين آنها «قائم» است،
جابر ادامه داد: در سه موضع از آن لوح نام محمّد، و در چهار موضع از آن نام «علىّ» ديده مىشد.
نسخه ۲: اوصیاء ۱۲ نفرند و اشاره به لفظ “از فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها ” نشده است ؛ میگوید نام سه نفرشان محمد و نام چهار نفرشان علی است:
لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ أَرْبَعَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌ».9
در این نقل عبارت (مِنْ وُلْدِهَا) وجود ندارد. معنای این حرف آن است که ۱۲ وصی شامل نام های ۱۱ تن از فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها، به علاوه ی نام امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است.
بر این اساس، هیچ بهانه ای برای توهّم وجود وصی ۱۳ وجود ندارد.
نسخه ۳: اوصیاء ۱۲ نفرند از اولاد حضرت زهرا که نام سه نفرشان محمد و نام چهار نفرشان علی است:
« عن جابرِبن عبد الله الأنصاري «قالَ: دَخَلْتُ على فاطمة بنتِ رسولِ الله و بين يديها لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ أَرْبَعَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ. 10
امام باقر علیه السّلام از جابر بن عبد اللّه انصارى روایت شده که گفت:
خدمت حضرت فاطمة دختر رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) شرفیاب شدم دیدم در برابرش لوحى بود که در آن نامهاى اوصیاء و امامان از فرزندان فاطمه علیها السّلام بود، من آنان را بر شمردم دیدم دوازده نام بود که آخریشان قائم از فرزندان فاطمه علیه السّلام بود، سه تن از ایشان محمد نام داشتند و چهار تن على.
جابر در این نقل از حدیث لوح میگوید: نام های اوصیا از فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها را در لوح شمردم ۱۲ تَن بود؛ که چهار نفر از آنان علی نام داشتند مشخص است که علی علیه السلام جزو فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها نیست ولی در اینجا قاعده ی تغلیب به کار رفته است.
یعنی از دوازده وصی چون یازده نفر آنها از اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها هستند، در عرف ادبیات عرب صحیح است که گفته شود همه از اولاد ایشان هستند.
قاعده تغلیب در این روایت هم بکار رفته است و حضرت زهرا سلام الله علیها مادر حضرت علی علیه السلام به شمار آمده اند؛ در حالیکه حضرت زهرا سلام الله علیها همسر ایشان بوده اند:
.. أَوَّلُ اَلْأَئِمَّةِ [أَخِي] عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ خَيْرُهُمْ ثُمَّ اِبْنِيَ اَلْحَسَنُ ثُمَّ اِبْنِيَ اَلْحُسَيْنُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ اَلْحُسَيْنِ وَ أمُّهُمُ اِبْنَتِي فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهَا. 11
نسخه ۴:اوصیاء ۱۲ نفرند از اولاد حضرت زهرا که نام سه نفرشان محمد و نام سه نفرشان علی بوده:( این نسخه مورد توجه اتباع احمد است) «لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ ع ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌ». 12
در این نقل، عبارت (مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ)، موهِم وجود امام ۱۳ برای اتباع احمد بصری شده است.
حداکثر نتیجه ای که احمد بصری از این نسخه ی موهِم از حدیث لوح جابر به دست آورده، تعداد ۱۳ وصی برای پیامبر صلی الله علیه آله است.
در حالی که او با استناد به حدیث وصیت، تعداد اوصیاء را ۲۴ تَن میداند.
احمد بصری قادر به حل این تعارض عددی نخواهد بود، مگر اینکه بخواهد وصی ۱۴ تا ۲۴ را بلاتکلیف نگه دارد تا خودشان در روزگار آمدن شان فکری برای اثبات خود بکنند!!
ـ طبق قاعده ی مورد استناد این فرقه که (اثبات شیی نفی ماعداء نمی کند)، وجود نام هاي فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها در لوح، نفی وجود نام حضرت علی علیه السلام نمی کند.
بنابراین، ۱۲ تَن شامل نام هاي فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها و نام حضرت علی علیه السلام بوده است.
در این نسخه ها نام تک تک اوصیاء گفته نشده، ولی نسخه ی کاملی از حدیث لوح در منابع موجود است که نام تک تک ۱۲ وصی آمده است:
«لَوْحاً أَخْضَرَ … فَقَالَتْ هَذَا اللَّوْحُ أَهْدَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى رَسُولِهِ ص فِيهِ اسْمُ أَبِي وَ اسْمُ بَعْلِي وَ اسْمُ ابْنَيَّ وَ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِي … فَضَّلْتُ وَصِيَّكَ عَلَى الْأَوْصِيَاءِ وَ أَكْرَمْتُكَ بِشِبْلَيْكَ بَعْدَهُ وَ بِسِبْطَيْكَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ … وَ … عَلِيٌّ سَيِّدُ الْعَابِدِينَ … وَ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ … جَعْفَرٍ … انْتَجَبْتُ بَعْدَهُ مُوسَى … عَلِيٌّ … لَأُقِرَّنَّ عَيْنَيْهِ بِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ وَ خَلِيفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ … وَ أَخْتِمُ بِالسَّعَادَةِ لِابْنِهِ عَلِيٍّ … أُخْرِجُ مِنْهُ … الْحَسَنَ ثُمَّ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ … أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً بِهِمْ أَدْفَعُ كُلَّ فِتْنَةٍ … أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ». 13
این روایت جای هیچ گونه شکی را برای افراد جویای حقیقت نگذاشته است. اگر قرار بود وصی سیزدهمی نیز در کار باشد حتما نام او ذکر میگردید یا اشارهای به او میشد.
علاوه بر نقل جابر، جناب ابو خالد کابلی هم نسخه ی اصلی لوح را که نزد امام سجاد علیه السلام بود، مشاهده کرد که در آن، فقط اسامی پیامبر صلی الله علیه وآله و امامان دوازده گانه از امیرالمومنین علیه السلام تا حضرت مهدی عجل الله تعالب فرجه شریف ذکر شده است:
عَنْ أَبِي خَالِدٍ اَلْكَابُلِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مَوْلاَيَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ فِي يَدِهِ صَحِيفَةٌ كَانَ يَنْظُرُ إِلَيْهَا وَ يَبْكِي بُكَاءً شَدِيداً، فَقُلْتُ: مَا هَذِهِ اَلصَّحِيفَةُ؟ قَالَ: هَذِهِ نُسْخَةُ اَللَّوْحِ اَلَّذِي أَهْدَاهُ اَللَّهُ تَعَالَى إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فِيهِ اِسْمُ اَللَّهِ تَعَالَى وَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ ، وَ عَمِّي اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ، وَ أَبِي وَ اِسْمِي وَ اِسْمُ اِبْنِي مُحَمَّدٍ اَلْبَاقِرِ ، وَ اِبْنِهِ جَعْفَرٍ اَلصَّادِقِ ، وَ اِبْنِهِ مُوسَى اَلْكَاظِمِ ، وَ اِبْنِهِ عَلِيٍّ اَلرِّضَا ، وَ اِبْنِهِ مُحَمَّدٍ اَلتَّقِيِّ ، وَ اِبْنِهِ عَلِيٍّ اَلنَّقِيِّ ، وَ اِبْنِهِ حَسَنٍ اَلْعَسْكَرِيِّ ، وَ اِبْنِهِ اَلْحُجَّةِ اَلْقَائِمِ بِأَمْرِ اَللَّهِ اَلْمُنْتَقِمِ مِنْ أَعْدَاءِ اَللَّهِ اَلَّذِي يَغِيبُ غَيْبَةً طَوِيلَةً ثُمَّ يَظْهَرُ فَيَمْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً. 14
اتباع احمد الحسن به این نسخه از لوح استناد نمی کنند چون این نسخه که اثبات کننده ی امامان ۱۲ گانه است، باعث رد توهّم امام ۱۳ می شود!
نکته: حدیث لوح به صورت های مختلفی نقل شده که همه شون به صراحت و محکم، ۱۲ امام علیهم السلام رو ثابت میکنن،جز یک نقل که دو پهلو نوشته شده، اونم لابد به خاطر خستگی و اشتباه کاتب و نویسنده های قدیم زیر نور و دود شمع بوده که باعث شده بعضی ها دچار توهم وجود وصی ۱۳ بشوند.
حالا این وسط، اتباع احمد بصری، این نقل دو پهلو رو گرفتن و به بقیه ی نقل های صریح و محکم کار ندارن.چرا؟
چون بلدن از آب گل آلود ماهی بگیرن! از روایات دو پهلو برداشت دل بخواه میکنن و میگویند: درسته عدد ۱۳ (ثالث عشر) نیومده، ولی منظور و اشاره به نفر ۱۳ بوده!!
روایت سوم در توهم سیزده امام : زر_الارض
عن أبي جعفر (علیه السلام ) قال، قال رسول الله : إني و اثني عشر من ولدي وأنت يا علي زر الأرض ، يعني أوتادها وجبالها ، بنا أوتاد الأرض أن تسيخ بأهلها فإذا ذهب الاثنى عشر من ولدي ساخت الأرض بأهلها ولم ينظروا . 15
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: من و دوازده تن از نسل من و تو اى على بند و قفل زمين هستيم – يعنى ميخها و كوههاى زمين – . بسبب ما خدا زمين را ميخ كوبيده تا اهلش را فرو نبرد، چون دوازدهمين فرزندم از دنيا برود، زمين اهلش را فرو برد و مهلت داده نشوند بسوى آنها ننگرند .
نقد و بررسی
روایت را اشتباه ترجمه کرده و به اشتباه افتاده اند.
روایت فرموده: عن أبي جعفر (علیه السلام ) قال، قال رسول الله : إني و اثني عشر من ولدي وأنت يا علي زر الأرض ، يعني أوتادها وجبالها ، بنا أوتاد الأرض أن تسيخ بأهلها فإذا ذهب الاثنى عشر من ولدي ساخت الأرض بأهلها ولم ينظروا .
ترجمه صحیح فإذا ذهب الاثنى عشر من ولدي ساخت الأرض بأهلها : چون دوازده امام از فرزندانم از دنيا بروند، زمين اهلش را فرو برد.
اما اینها ترجمه کرده اند: چون دوازدهمين امام از فرزندانم از دنيا برود.
به تفاوت معنی بین (الاثنا عشر: دوازده تا) و (ثانی عشر: دوازدهم) توجه کنید : در ابتدای روایت فرموده: إني و اثني عشر من ولدي / من و دوازده تن از فرزندانم.
در پایان روایت هم فرموده: فإذا ذهب الاثنى عشر من ولدي / وقتی که دوازده تن از فرزندانم از دنيا بروند (نه اینکه وقتی دوازدهمين امام از فرزندانم از دنيا برود)
و می دانیم هنگام وفات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، امامحسین علیه السلام حضور دارند و هنوز زمین از دوازده امام علیهم السلام خالی نشده.
در این حدیث، سخن از موضوع امامت یا تعداد امامان در میان نیست. به دو دلیل:
اولا: پیامبر صلی الله علیه وآله خود را نیز داخل در جمع مورد نظر معرفی کرده، میفرماید: من و ۱۲ تن از فرزندانم و تو یا علی
ثانیا: در نقل دیگری از این روایت به جای “من ولدی” آمده ” من أهل بیتی “
این دو نکته قرینه هایی هستند که منظور، امامت نیست و الا با احتساب پیامبر صلی الله علیه وآله در جمع مورد نظر، باید به ۱۴ امام قائل شد!!.
پس، وقتی منظور امامت نبود و تنها امان بودن برای اهل زمین مطرح است، میتوان گفت منظور ۱۴ معصوم علیه السلام است که حضرت زهرا سلام الله علیها نیز داخل در جمع آنهاست.
جالب اینجاست که احمد بصری در کتاب گوساله، این روایت را به صورت “اثني عشر من اهل بیتی” آورده است، نه “اثني عشر من ولدي”.
«إِنِّي وَ اثْنَيْ عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع أَوْتَادُ الْأَرْضِ الَّتِي أَمْسَكَهَا اللَّهُ بِهَا أَنْ تَسِيخَ بِأَهْلِهَا فَإِذَا ذَهَبَ الِاثْنَا عَشَرَ مِنْ أَهْلِي سَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ يُنْظَرُوا». گوساله جلد ۱ (دو زبانه، ص ۱۷۰-۱۶۹ به نقل از الاستبصار: ص۸)
بنابراین، احمد بصری با نقل این نسخه از روایت، با دست خودش تیشه به ریشه ی ادعایش (امامت سیزده!) زده است!
در نقل دیگری از این روایت به جای “اثنی عشر من ولدی”، عبارت “أحد عشر من ولدى” آمده است:
عن أبي جعفر علیه السلام قال: قال رسول الله ص: انى وأحد عشر من ولدى و أنت يا علي زر الأرض أعني أوتادها وجبالها و قال وتدالله الأرض ان تسيخ باهلها فإذا ذهب الأحد عشر من ولدى ساخت الأرض باهلها و لم ينظروا.16
می بینیم که به روشنی، پیامبر صلی الله علیه وآله به خود و ۱۱ فرزندش و حضرت علی علیه السلام (یعنی امامان ۱۲ گانه) اشاره فرموده است.
چرا اتباع احمد بصری این روایت را که با روایات متواتر در حصر ۱۲ امام انطباق دارد، رها کرده، به یک نقل توهّم برانگیز تمسک کرده اند؟
روایت با عبارت “أحد عشر من ولدى” نشان می دهد که آن روایت موهِم امام ۱۳ ( مورد نظر اتباع)، دچار تصحیف و اشتباه کتابت کاتبان و نسخه نویسان بوده است.
در روایت زرّ الارض، مشخص شده است که بعد از آن ۱۲ نفر، زمين اهلش را فرو می برد. بنابراین، آمدن مهدیین منتفی است، چون دیگر کسی نیست که احمد بصری بخواهد بر او حکومت کند.
حتی اگر بنا به ادعای اتباع، دوازدهمين فرزند پیامبر صلی الله علیه وآله در حدیث زرّ الارض، مهدی اول باشد، باز هم بنا به این روایت، بعد از او زمین اهل خود را فرو خواهد برد و آمدن مهدی دوم تا دوازدهم منتفی خواهد بود!!
به این ترتیب، روایت زرّ الارض، بخش دوم از حدیث وصیت مورد استناد احمد بصري و قول به ۱۲ مهدی را بی اعتبار می کند!
روایت چهارم در توهم سیزده امام : اثنا_عشر_نقیبا
وبهذا الاسناد، عن أبي سعيد رفعه، عن أبي جعفر عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: من ولدي اثنا عشر نقيبا، نجباء، محدثون، مفهمون، آخرهم القائم بالحق يملاها عدلا كما ملئت جورا. 17
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: از نسل من، دوازده نقیب هستند که نجیب و محدَّث و مفهَّم هستند، آخرین نفر از آنها قائم به حق است که زمین را از عدالت پر میکند آنچنانکه از ظلم پر شدهاست.
بیان شبهه
اتباع احمد تصور کرده اند؛ ۱۲ نقیب از نسل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ۱۱ امام و مهدی اول است چرا که علی علیه السلام از نسل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نیست.
نقد و بررسی
در روایتی مشابه (اثنا عشر نقیبا) را امامان ۱۲ گانه از امیرالمومنین علیه السلام تا قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف دانسته است:
وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْعَشَرَ نَقِیباً، فَالْأَئِمَّهًْ، یَا جَابِرُ، أَوَّلُهُمْ عَلِیُّبْنُأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) وَ آخِرُهُمُ الْقَائِم (عجل الله تعالی فرجه الشریف).18
نتیجه:
۱- پیامبر صلی الله علیه وآله از این جهت که در حکم پدر حضرت علی علیه السلام هستند، در عبارت (من ولدي اثنا عشر نقيبا) حضرت علی علیه السلام را هم جزو (من ولدی) به شمار آورده اند..
۲- عبارت (من ولدي اثنا عشر نقيبا) را از باب تغلیب فرموده اند، چرا که ۱۱ تن از ۱۲ امام از فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله هستند.
۳- معلوم نیست که این روایت ناظر به دوازده امام باشد، چون که صریحاً در آن از عنوان «امام» یاد نشده، بلکه صفات دیگری مانند «محدّث»، «نقیب» و … که در آن وجود دارد که همگی قابل تطبیق با شخصیت بزرگوار حضرت زهرا سلام الله علیها می باشند.
به عبارتی، این روایت در بیان ویژگیهای حضرت زهرا سلام الله علیها و ۱۱ امام از فرزندانشان است که همان ۱۲ محدث از فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله هستند.
از این روایت موهِم، هیچ گونه حقانیتی برای مدعی سیزده! به دست نمی آید. این روایت به شکل های دیگری هم نقل شده که منطبق بر ۱۲ امام هستند.
الف) در روایتی به جای «من ولدی»، عبارت «من اهل بیتی» آمده است
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مِنْ أَهْلِ بَیْتِی اثْنَا عَشَرَ نَقِیباً مُحَدَّثُونَ مُفَهَّمُونَ مِنْهُمْ الْقَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بِالْحَقِّ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً. 19
ب) در روایتی به جای «اثنی عشر»، عبارت «احد عشر» آمده است:
««عَن اَبِی جَعْفَرٍ (علیهالسّلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مِنْ وُلْدِی اَحَدَ عَشَرَ نَقِیباً (نُقَباء) نُجَبَاءُ مُحَدَّثُونَ مُفَهَّمُونَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ، یَمْلَاُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْرا» . 20
از این نقلهای متفاوت معلوم میشود ناسخان حدیث دچار اشتباه در نقل شدهاند و این امر را نیز علمای شیعه، تحقیق و یادآوری کردهاند.
اتباع احمد بصری اگر واقعاً اهل تحقیق هستند، چرا این دو روایت را که با روایات متواتر در حصر ۱۲ امام انطباق دارند، رها کرده، به یک نقل توهّم برانگیز تمسک کرده اند؟
روایت پنجم در توهم امام_سیزدهم : من_ذرية_نبيها_و_هم_مني
عن امیرالمومنین علیه السلام: ان لهذه الأمة اثني عشر إمام هدى من ذرية نبيها وهم مني امیرالمومنین علیه السلام فرمود : براى اين امت اسلامى دوازده امام هدایت است از نسل پيغمبرشان كه انها از من هستند. 21
بیان شبهه
احمد الحسن در کتاب متشابهات، جلد۴، پرسش ۱۵۸ می گوید: مهدی اول، از مهدیّین است و او از ائمه نیز محسوب میگردد؛همان گونه که در روایات ائمه(علیهم السلام)، تعداد ائمه دوازده نفر از فرزندان علی و فاطمه(علیهما السلام) شمرده شدهاند سپس در تایید این ادعا به روایت بالا استناد می کند.
اتباع احمد بصری از عبارت « من ذرية نبيها و هم مني»، نتیجه گرفته اند که این ۱۲ نفر همگی از فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله و حضرت علی علیه السلام هستند و قائل به #امام_سیزده!! شده اند.
پاسخ:
۱- این روایت، بخشی از یک روايت نسبتاً طولانی است که یک نفر یهودی تعداد امامان علیهم السلام را می پرسد:أخبرني عن هذه الأمة كم لها من إمام هدى؟ و اميرالمؤمنين علیه السلام در جواب میفرماید: ” ان لهذه الأمة اثني عشر إمام هدى” . یعنی این امت ۱۲ امام دارد..
در این عبارت خیلی صریح و روشن، تعداد امامان علیهم السلام ، ۱۲ تن بیان شده، نه کمتر، نه بیشتر.
۲- اتباع احمد با کلام صریح و روشن حضرت علی علیه السلام – که این امت ۱۲ امام دارد- چه می کنند؟!
کلام امام علیه السلام را می پذیرند یا رد می کنند؟
اگر کلام امام علیه السلام را بپذیرند، پس باید حضرت علی علیه السلام را جزو ۱۲ امام بدانند و عبارت « من ذرية نبيها و هم مني» را حمل بر تغلیب کنند چرا که ۱۱ تن از ۱۲ امام علیهم السلام از فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله و علی علیه السلام هستند.
۳- اتباع احمد بصری که از عبارت « من ذرية نبيها و هم مني»، قائل به ۱۳ امام شده اند:
❗️یا باید بگویند: حضرت علی علیه السلام جزو ۱۲ امام نیست!!! تا جواب امام علی علیه السلام به یهودی (لهذه الأمة اثني عشر إمام هدى) درست از آب در بیاید!!. که این شدنی نیست.
❗️یا باید بگویند: جواب حضرت علی علیه السلام به یهودی نادرست بوده (نعوذ بالله) و باید می فرمود: (ثلاثة عشر إمام هدی!!!!!) که این هم شدنی نیست.
❗️یا باید بگویند: مهدی اول جزو ۱۲ امام نیست!!! تا جواب امام علی علیه السلام به یهودی (لهذه الأمة اثني عشر إمام هدى) درست از آب در بیاید!!. که فقط این مورد شدنی است و رد ادعای امام سیزده!! است.
آیا مدعیان پیروی از ثقلین، خلاف کلام امیرالمومنین علیه السلام موضع می گیرند!؟
۴- اتباع احمد بصری با تفسیر به رای در این حدیث، حداکثر، وجود سیزده امام را توجیه و به گمان خود اثبات می کنند!! درحالی که این مغایر با وجود ۲۴ امام ادعایی آنها در حدیث موسوم به وصیت است.
اتباع به هر یک از این دو حدیث تمسک کنند، حدیث دیگر ادعای آنها را باطل می کند.
۵- اگر واقعاً تعداد امامان علیه السلام ۱۳ تن بود، حضرت علی علیه السلام صراحتاً می فرمودند: (ثلاثة عشر إمام / سیزده امام) نه این که صبر کنیم که بعد از ۱۴ قرن، احمد بصری بیاید و مدعی امام سیزدهم!! شود.
۶- اتباع احمد الحسن که عبارت روشن و صریحی مثل (اثني عشر إمام هدى) در روایت را رها می کنند!! و به عبارت قابل توضیح «من ذرية نبيها و هم مني» تمسک میکنند، آیا این از باب تیزهوشی و دقت نظر آنها و کشف اسرار در روایات است؟! خیر.
۱۸۰ سال پیش هم رهبران فرقه های بابیت و بهاییت، با رها کردن روایات محکم و استناد به روایات متشابه و توجیه و تفسیر به رای، ادعای مهدویت و پیامبری داشتند!!..
روایت ششم در توهم امام_سیزدهم : الخامس_من_السابع_من_ولدک
متن عربی: قال امیرالمومنین: قال رسول الله: ….. يا علي أنت مني وأنا منك، وأنت أخي ووزيري، فإذا مت ظهرت لك ضغائن في صدور قوم، وسيكون بعدي فتنة صماء صيلم يسقط فيها كل وليجة وبطانة، وذلك عند فقدان شيعتك الخامس من السابع من ولدك يحزن لفقده أهل الأرض والسماء، فكم مؤمن ومؤمنة متأسف متلهف حيران عند فقده. ثم أطرق مليا ثم رفع رأسه وقال: بأبي وأمي سمي وشبيهي وشبيه موسى بن عمران عليه جبوب النور – أو قال: جلابيب النور – يتوقد من شعاع القدس …. 22
محمد ابن الحنفيه كَفت: از امير مومنان علیه السلام: از حضرت رسول صلی الله علیه وآله فرمودند: درحديثي طولانی در ذکر فضیلت اهل بيت علیه السلام : …. ای علی، تو از من هستی و من از تو هستم، و تو برادر و وزیر من هستی، هنگامیکه من بمیرم، کینه هایی از تو در سینه های این قوم ظاهر میشود، و پس از من فتنه و امتحان صماء صيلم خواهد بود که در آن هر وليجه و بطانه سقوط می کنند و آن، در هنگام است که شيعيانت فرزند پنجم از فرزند هفتم از نسل تو را از دست میدهند.
بیان شبهه:
منظور از (السابع من ولدك)، یعنی هفتمین فرزند علی علیه السلام ، یعنی امام رضا علیه السلام .بنابراین فرزند پنجم امام رضا علیه السلام ، یعنی امام سیزدهم!!، مهدی اول یا احمد الحسن است که غيبت می کند!!
پاسخ:
۱- در این روایت، (السابع من ولدک)، امام هفتم علیه السلام است،و (الخامس من السابع من ولدك)، پنجمین فرزند ایشان است، یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
به دو قرینه روایی :
الف) امام هفتم علیه السلام در یک روایتی خود را (السابع) و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را (اَلْخَامِسُ بَعْدَ اَلسَّابِعِ) معرفی کرده اند.
ببینید: عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ) … ” قالَ أَنَا اَلسَّابِعُ” ، وَ اِبْنِي عَلِيٌّ اَلرِّضَا اَلثَّامِنُ، وَ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ اَلتَّاسِعُ، وَ اِبْنُهُ عَلِيٌّ اَلْعَاشِرُ، وَ اِبْنُهُ اَلْحَسَنُ حَادِيَ عَشَرَ، وَ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ سَمِيُّ جَدِّهِ رَسُولِ اَللَّهِ وَ كُنْيَتُهُ ” الْمَهْدِيُّ اَلْخَامِسُ بَعْدَ اَلسَّابِعِ” . 23
ب) امام ششم علیه السلام در یک روایتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را (اَلْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ اَلسَّابِعِ) معرفی کرده اند.
ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ از امام صادق علیه السلام می پرسد: یَا سَیِّدِی وَ مَنِ الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِکَ؟
کدام یک از فرزندان شما مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؟ و امام ششم علیه السلام پاسخ می فرماید: قَالَ: الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ / پنجمین از فرزندان هفتمین امام 24
بنابراین، منظور از عبارت (الخامس من السابع من ولدك) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، نه احمد بصری!
۲- پیامبر صلی الله علیه وآله در ادامه ی روایت فرموده: در نبودنش، اهل آسمانها و زمین غمگین و حيران می شوند.
اگر احمد الحسن مصداق این امام (الخامس من السابع من ولدك) است، در ۲۲ سالی که از مفقود شدنش گذشته، کدام بنی بشری- بجز چند نفر اتباع خودش- از ادعای امامت این مدعی باخبر شده است که تازه بخواهد از نبودنش غمگین و حيران هم باشد؟!!!
۳- اتباع احمد بصری چرا پایان روایت را نمی آورند و دست به تقطیع روایت زدند؟؟؟
چون میدانند باعث رد ادعای امام سیزدهم!! می شود.
۴- در ادامه و پایان روایت، امیرالمؤمنین علیه السلام سئوال می کند:
قُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، فَکَمْ یَکُونُ بَعْدِی مِنَ الْأَئِمَّةِ؟ بعد از من چند امام هست؟
قَالَ: بَعْدَ الْحُسَیْنِ تِسْعَةٌ وَ التَّاسِعُ قَائِمُهُم. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: بعد از حسین، نه نفر، که نهمین آنها قائم آنهاست.
از اینجا معلوم می شود که ۱۱ امام بعد از امیرالمومنین علیه السلام هست، لذا (الخامس من السابع من ولدك) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هست.
۵- کاملا واضح است که اگر قرار بود منظور از «الخامس من السابع من ولدک»، امام سیزدهم!! باشد، پیامبر صلی الله علیه وآله نباید می فرمود: بعد از حسین، ۹ امام داریم.
۶- این روایت را هر جور معنی کنیم، حقانیت احمد بصری از آن بدست نمی آید. چون که او به ادعای خودش، فرزند پنجم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (یا فرزند دهم امام کاظم علیه السلام) است، یعنی احمد الحسن به ادعای خودش می شود (العاشر من السابع!!!)، نه (الخامس من السابع)
اتباع احمد بصری اگر واقعاً محقق هستند، لازم است صادقانه به روش تحقیق علمی عمل کنند. یعنی برای فهم معنای “پنجمین از هفتمین” باید مجموعه روایات یک خانواده ی حدیثی را نگاه کرد، نه اینکه به یک روایت خاص از کل مجموعه استناد شود.
روایت هفتم در توهم امام_سیزدهم : من_صلب_علي_و_فاطمة
عن أنس ابن مالك، قال: سألت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم عن حواري عيسى، فقال: كانوا من صفوته وخيرته، وكانوا اثني عشر … الی ان قال: الأئمة بعدي اثنا عشر من صلب علي وفاطمة، هم حواري وأنصار ديني، عليهم من الله التحية والسلام. 25
انس بن مالک میگوید از رسول خدا صلی الله علیه وآله در رابطه با حواریون عیسی پرسیدم، فرمود: از برگزیدگان بوده و دوازده نفر بودند … تا آنجا که فرمود: امامان پس از من دوازده نفر از نسل علی و فاطمه هستند، آنها حواریون و انصار دین من هستند، تحیت و سلام خداوند بر آنها باد.
پاسخ:
۱- در این روایت، قاعده ی تغلیب به کار رفته است.
پیامبر صلی الله علیه وآله ابتدا فرموده امامان بعد از من ۱۲ نفر هستند. حال اگر قرار باشد هر ۱۲ نفر امام علیه السلام از نسل علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها باشند، در اینصورت حضرت علي علیه السلام از جمع ۱۲ امام علیه السلام کنار گذاشته شده، و این مردود است.
بنابراین، باید گفت فرمایش پیامبر صلی الله علیه وآله (مِن صلب علي علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها) از باب تغلیب بوده است.
۲- چنانچه اتباع احمد بصری منکر تغلیب در این روایت شوند، آنها را به این فرمایش پیامبر صلی الله علیه وآله ارجاع می دهیم:
أول الأئمة أخي علي خيرهم، ثم ابني الحسن ثم ابني الحسين ثم تسعة من ولد الحسين، وأمهم ابنتي فاطمة، صلوات الله عليهم. 26
می بینیم که حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله، حضرت زهرا سلام الله علیها را مادر ائمه علیهم السلام دانسته اند، بدون این که حضرت علی علیه السلام را استثناء کنند. چطور چنین چیزی ممکن است؟
اتباع احمد بصری راجع به این مورد، غیر از قاعده ی تغلیب، پاسخ دیگری دارند؟ هر پاسخی بدهند، همان را برای روایت هفتم تحویل خودشان می دهیم.
۳- در روایات دیگری به روشنی بیان شده که امامان از نسل علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها ، یازده تن می باشند و با احتساب علی علیه السلام دوازده تن می گردند:
– قالوا: يا رسول الله تعرفنا من الأئمة بعدك؟ فقال وساق الحديث إلى قوله: فإنك إذا زوجت عليا من فاطمة خلفت منها أحد عشر إماما من صلب علي يكونون مع علي اثنا عشر إماما. 27
۴- با این حساب، ۹ امام از نسل امام حسین علیه السلام به اضافه ی امام حسین علیه السلام و امام حسن علیه السلام – همگی از نسل حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها – جمعاً ۱۱ تن می شوند، و این، خلاف تفسیر اتباع احمد بصری است که در روایت هفتم ، ۱۲ امام را از نسل علی علیه السلام و زهرا سلام الله علیها می دانند و قائل به امام سیزده!! شده اند.
۵- به علاوه: ادامه ی روایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از آن ۹ امام دانسته تا بعدها کسانی ادعا نکنند که مهدی متفاوت از حجه بن الحسن علیه السلام و سیزدهمین امام است!!
۶- قابل توجه اتباع احمد بصری که به ظاهر روایات متشابه توجه دارند: در روایت هفتم هیچ اشاره ای به امامت حضرت علی علیه السلام نشده!!، پس آیا ایشان امام نیستند؟!.
۷- مگر نه این است که اتباع احمد بصری با رجوع به روایات محکم و صریح مثل خطبه ی غدیر، قائل به امامت حضرت علی علیه السلام شده اند؟
پس چرا برای فهم معنای صحیح روایاتی مثل روایت هفتم که موهِم ۱۳ امام هستند، به روایات صریح در حصر ۱۲ امام رجوع نمی کنند؟
۸- اتباع احمد بصری با تفسیر به رای در این حدیث، حداکثر، وجود سیزده امام را توجیه و به گمان خود اثبات می کنند، درحالی که این مغایر با وجود ۲۴ امام ادعایی آنها در حدیث موسوم به وصیت است.
اتباع به هر یک از این دو حدیث تمسک کنند، حدیث دیگر ادعای آنها را باطل می کند. بنابراین، از این روایت موهِم، هیچ گونه حقانیتی برای ادعای امامت احمد بصری به دست نمی آید.
روایت هشتم در توهم امام_سیزدهم : فاختار_بعدنا_اثنى_عشر
… وإن الله نظر إلى أهل الأرض نظرة فاختار منها رجلين: أحدهما أنا فبعثني رسولا والآخر علي بن أبي طالب، وأوحى إلي أن أتخذه أخا وخليلا ووزيرا ووصيا وخليفة … ألا وإن الله نظر نظرة ثانية فاختار بعدنا اثنى عشر وصيا من أهل بيتي، فجعلهم خيار أمتي واحدا بعد واحد مثل النجوم في السماء، كلما غاب نجم طلع نجم … 28
خداوند به اهل زمین نظر کرد، پس دو مرد را برگزید: یکی از آن دو من بودم، پس مرا به عنوان فرستاده ای مبعوث کرد، و دیگری علی بن ابیطالب بود، و به من وحی نمود که او را به عنوان برادر و دوست و وزیر و وصی و جانشین، انتخاب کنم … و خداوند برای بار دوم نظر کرد، پس برای بعد از ما، دوازده وصی از اهل بیت من برگزید، و آنها را بهترین های امتم قرار داد، یکی پس از دیگری، مانند ستاره های آسمان، هرگاه ستارهای پنهان شود ستاره ای دیگر طلوع میکند …
پاسخ:
۱- علامه مجلسی، عالم حدیث شناس در پاورقی توضیح داده است:
ولعل المعنى فاختار بعدنا أهل البيت. وهم أجداده المتقدم ذكرهم، أو بنو عبد المطلب اجمالا فلا ينافي ذكر علي بن أبي طالب (عليه السلام) في الأوصياء بعد ذلك
یعنی: شاید منظور از ( بعدنا) یعنی بعد از ما اهل بیت، اجداد پیامبر صلی الله علیه وآله هستند که ابتدای حدیث آمده، یا فرزندان عبدالمطلب هستند که نام برده شده، پس ذکر علی بن ابیطالب (علیه السلام) در میان اوصیا، منافی ۱۲ وصی نیست. 29
۲- این روایت به دو صورت دیگر هم نقل شده که شبهه ی ۱۳ امام ندارد:
الف) … إن الله نظر نظرة ثالثة فاختار منهم “بعدي” اثني عشر وصيا من أهل بيتي وهم خيار أمتي منهم أحد عشر إماما بعد أخي واحدا بعد واحد كلما هلك واحد قام واحد منهم. مثلهم كمثل النجوم في السماء كلما غاب نجم طلع نجم … أول الأئمة أخي علي خيرهم، ثم ابني الحسن ثم ابني الحسين ثم تسعة من ولد الحسين، وأمهم ابنتي فاطمة، صلوات الله عليهم. 30
در این روایت فرموده: بعد از من (نه بعد از ما)، ۱۲ وصی هست.
ب) … إن الله نظر نظرة ثالثة فاختار من أهل بيتي “بعدي” ، وهم خيار أمتي: أحد عشر إماما بعد أخي واحدا بعد واحد، كلما هلك واحد قام واحد، مثلهم في أهل بيتي كمثل نجوم السماء، كلما غاب نجم طلع نجم، إنهم أئمة هداة مهديون. 31
در این روایت فرموده: بعد از من، ۱۱ امام بعد از برادرم هستند.
روایات الف و ب صراحتاً بر ۱۲ امام بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله دلالت دارند.
با مقایسه ی روایات الف و ب با روایت مورد استناد اتباع، این احتمال قوی می شود که (بعدنا) دچار تصحیف- یعنی خطای کتابت- شده است، بطوری که در اصل متن، (بعدي) بوده است.
۳- با وجود روایات متواتر در حصر ۱۲ امام یا ۱۲ وصی بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله، باید گفت در روایت ۸ ، عدد ۱۲ وصی بعد از (پیامبر صلی الله علیه وآله و علی علیه السلام ) از باب تغلیب بیان شده است.
روایت نهم در توهم امام_سیزدهم : اثنیعشرامامامنولدعلیوفاطمه
عن جنادة بن أبي أميد قال: دخلت على الحسن بن علي عليهما السلام في مرضه الذي توفي فيه وبين يديه طشت يقذف فيه الدم ويخرج كبده قطعة قطعة من السم الذي أسقاه معاوية لعنه الله، فقلت: يا مولاي ما لك لا تعالج نفسك؟ فقال: يا عبد الله بماذا أعالج الموت؟ قلت: إنا لله وإنا إليه راجعون. ثم التفت إلي وقال: والله إنه لعهد عهده إلينا رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، أن هذا الأمر يملكه اثنا عشر إماما من ولد علي عليه السلام وفاطمة عليها السلام، ما منا إلا مسموم أو مقتول. 32
راوی گوید: بر امام حسن علیه السلام وارد شدم در همان ایامی که مسموم شده بود، و تشتی در برابر ایشان بود که در آن خون و جگر ایشان تکه تکه میریخت، بخاطر سمّی که معاویه ملعون به ایشان خورانده بود، پس گفتم: مولای من، چرا خودت را درمان نمیکنی؟ فرمود: مرگ را چگونه درمان کنم؟ گفتم: انا لله و انا الیه راجعون. سپس رو به من کرده و فرمود: بخدا قسم عهدی است که رسول خدا با من عهد کردهاست، این امر برای دوازده امام از نسل علی و فاطمه علیه السلام است، هیچیک از ما نیست مگر آنکه با سم و یا با شمشیر کشته میشود.
پاسخ:
۱- پاسخ روشن است و آن اینکه در این روایت قاعده ی تغلیب به کار رفته است. تغلیب یک قاعده رایج در ادبیات است و به معنای غلبه اکثریت بر اقلیت است.
دلایل بکار رفتن قاعده تغلیب:
الف) ۱۱ تن از ۱۲ امام علیهم السلام جزو فرزندان حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها هستند، بنابراین در این روایت از باب قاعده ی تغلیب این چنین گفته شده است.
ب) روایت گفته ۱۲ امام علیه السلام جزو فرزندان حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها هستند. چنانچه اتباع احمد بصری منکر تغلیب در این روایت شوند، یعنی عملاً حضرت علی علیه السلام را از امر امامت جدا کرده اند.
ج) امام حسن مجتبی علیه السلام ابتدا تاکید کرده اند که (امر امامت را ۱۲ تن عهده دار می شوند)، و این مطابق با حصر ائمه در عدد ۱۲ است.
حال اگر قرار باشد این ۱۲ تن از فرزندان علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها باشند، در اینصورت، حضرت علی علیه السلام از امر امامت کنار گذاشته شده اند، و این مردود است.
پس قطعاً باید گفت که فرمایش امام حسن مجتبی علیه السلام از باب تغلیب بیان شده است. چرا که ۱۱ تن از ۱۲ امام علیه السلام جزو فرزندان حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها هستند.
د) ظاهر این روایت که موهِم ۱۳ امام است، بر خلاف روایات متواتر در حصر ۱۲ امام است و متشابه به شمار می آید لذا مبنای عقاید قرار نمی گیرد.
اهل بیت علیهمالسلام فرموده اند که روایات متشابه، به محکمات ارجاع داده شود.
در نتیجه باید گفت: عدد ۱۲ امام از فرزندان حضرت علی علیهالسلام و حضرت زهرا سلام الله علیها در این روایت، از باب تغلیب بیان شده است.
۲- اگر قرار بود امر امامت به ۱۲ تن از فرزندان حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها برسد، با خود حضرت علی علیه السلام جمعاً ۱۳ تن می شدند. در حالی که امام حسن مجتبی علیه السلام در این روایت تاکید کرده اند که امر امامت را ۱۲ تن عهده دار می شوند.
۳- اتباع احمد بصری با تفسیر به رای در این حدیث، حداکثر، وجود سیزده امام را توجیه و به گمان خود اثبات می کنند، درحالی که این مغایر با وجود ۲۴ امام ادعایی آنها در حدیث موسوم به وصیت است.
پیروان این فرقه به هر یک از این دو حدیث تمسک کنند، حدیث دیگر ادعای آنها را باطل می کند.
۴- پیروان احمدالحسن به این روایت توجه دارند که اگر قائل به ۱۳ امام باشند از دین خارج شده اند.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: .. و گوینده ای با این گفته اش از دین خارج می شود که بگوید تعداد ائمه سیزده تا شده یا بیشتر.
«… وَ قَائِلٍ يَمْرُقُ بِقَوْلِهِ إِنَّهُ يَتَعدَّى إِلَى ثَالِثَ عَشَرَ فَصَاعِداً». 33
روایت دهم در توهم امام_سیزدهم : ياعليإنيمزوجكفاطمة
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) لعلي (علیه السلام ):يَا عَلِيُّ إِنِّي مُزَوِّجُكَ فَاطِمَةَ اِبْنَتِي سَيِّدَةَ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ وَ أَحَبَّهُنَّ إِلَيَّ بَعْدَكَ وَ كَائِنٌ مِنْكُمَا سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ وَ اَلشُّهَدَاءُ اَلْمُضَرَّجُونَ اَلْمَقْهُورُونَ فِي اَلْأَرْضِ مِنْ بَعْدِي وَ اَلنُّجَبَاءُ اَلزُّهْرُ اَلَّذِينَ يُطْفِئُ اَللَّهُ بِهِمُ اَلظُّلْمَ وَ يُحْيِي بِهِمُ اَلْحَقَّ وَ يُمِيتُ بِهِمُ اَلْبَاطِلَ عِدَّتُهُمْ عِدَّةُ أَشْهُرِ اَلسَّنَةِ آخِرُهُمْ يُصَلِّي عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ خَلْفَهُ . 34
پيغمبر(صلی الله علیه وآله) به حضرت على فرمود : اى علىّ من میخواهم دخترم فاطمه را كه بانوى زنان جهانيان است و پس از تو از همه نزد من محبوبتر است همسر تو سازم و از شما، دو سرور جوانان بهشتى و شهيدان بخون آغشته به دنیا می آیند كه پس از من به آنان ستم خواهد شد و نجيبان تابان كه خداوند بوسيله آنان تاريكىها را از ميان بردارد و حقّ را با آنان زنده سازد و باطل را با آنان بميراند تعداد آنان تعداد ماههاى سال است و عيسى بن مريم در پشت سر آخرينشان به نماز خواهد ايستاد.
اتباع احمد در اثبات توهم امام سیزدهم ادعا دارند که: ضمیر «هم» در «عِدَّتُهُمْ» بر می گردد به: اثنا عشر و اثنا عشر، ۱۲ فرزند هستند که از حضرت علی و فاطمه سلام الله علیهما به دنیا می آیند که با احتساب علی علیه السلام سیزده تا می شوند!!
پاسخ:
۱-در روایت ذکر شده: تعداد ائمه به تعداد ماههای سال است، ماههای سال هممیدانیم فقط و فقط دوازده تا هست نه کمتر و نه بیشتر.
۲- در روایت تصریح شده که آخرین آنها همان کسی است که «عيسى بن مريم پشت سر» وی «به نماز خواهد ايستاد».
مطابق با دیگر روایات، می دانیم که حضرت عیسی علیه السلام پشت سر امام دوازدهم حضرت حجت ابن الحسن العسکری علیه السلام به نماز خواهد ايستاد.
بنابراین، در روایت مذکور منظور از دوازدهمين نفر از نجباء، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و ۱۱ تن نجبای دیگر، از امیرالمؤمنین علیه السلام تا امام حسن عسکری علیه السلام هستند.
اگر اتباع احمد ادعا دارند که حضرت عیسی علیه السلام پشت سر احمد اسماعیل بصری نماز خواهد خواند؛ باید دستکم یک روایت پیدا کنند و بیاورند (که تا قیامت هم پیدا نخواهند کرد)
اگر روایتی نیست؛پس ادعای برداشت امام ۱۳ باطل است.
با توجه به قرائتی که در روایت هست ضمیر در «عِدَّتُهُمْ» به جمیع ائمه ای بر می گردد که بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشند نه خصوص فرزندان حضرت علی و فاطمه علیهما السلام.
اتباع احمد بصری، از عبارت “كائن منكما، یعنی از شما حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها ، آن ۱۲ تن به دنیا خواهند آمد”.
اشکال می کنند: مگر حضرت علی علیه السلام فرزند خودش است؟ خیر، پس این روایت اشاره به امام ۱۳ دارد!!
پاسخ این است: از آنجایی که ۱۱ تن از ۱۲ امام جزو فرزندان حضرت علی علیه السلام هستند، بنابراین، باید گفت که در این روایت، قاعده ی تغلیب به کار رفته است.
اگر اتباع، قاعده ی تغلیب را در این روایت رد کنند، باید توضیح دهند چطور ممکن است احمد بصری فرزند خودش باشد؟!!!
ببینید احمد بصری چه گفته:
او در «بیانیه البرائة» آورده است:
لقد بشرّکم بی جدی رسول الله ( صلی الله علیه وآله) و ذکرنی فی وصیته باسمی و صفتی… فلقد أوصاکم بآبائی الأئمة الاثنى عشر (علیه السلام) و بی و بأبنائی الاثنى عشر ….» 35
یعنی: همانا پیامبر صلی الله علیه وآله در شب وفات به پدرانم ائمه دوازده گانه و به من و به فرزندان دوازده گانه ام وصیت کرده اند..
توجه:
من و ۱۲ فرزندم == ۱۳ نفر، در حالی که مهدیین را ۱۲ نفر می دانند.
اگر تغلیب نیست، پس چیست؟ هر جوابی که اتباع راجع به این کلام احمد بصری بدهند، همان جواب را به خودشان خواهیم داد.
۳- این روایت به لحاظ محتوا، به صورتی دیگر هم نقل شده است، به طوری که خیلی روشن ۱۱ امام را از فرزندان حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها بیان کرده است:
… قالوا: يا رسول الله تعرفنا من الأئمة بعدك ؟ فقال وساق الحديث إلى قوله : فإنك إذا زوجت عليا من فاطمة خلفت منها أحد عشر إماما من صلب علي يكونون مع علي اثنا عشر إماما كلهم هداة لامتك يهتدون بهم كل أمة بامام منهم 36
روایت یازدهم در توهم امام_سیزدهم : الخامسمنولدالسابع
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عِيسَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ، فَاللَّهَ اللَّهَ فِي أَدْيَانِكُمْ، لَا يُزِيلَنَّكُمْ عَنْهَا أَحَدٌ. يَا بُنَيَّ، إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَيْبَةٍ حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ يَقُولُ بِهِ. إِنَّمَا هِيَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ. لَوْ عَلِمَ آبَاؤُكُمْ وَأَجْدَادُكُمْ دِيناً أَصَحَّ مِنْ هَذَا، لَاتَّبَعُوهُ». قَالَ: فَقُلْتُ: يَا سَيِّدِي، مَنِ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ؟ فَقَالَ: «يَا بُنَيَّ، عُقُولُكُمْ تَصْغُرُ عَنْ هَذَا، وَأَحْلَامُكُمْ تَضِيقُ عَنْ حَمْلِهِ، وَلَكِنْ إِنْ تَعِيشُوا فَسَوْفَ تُدْرِكُونَهُ».37
علی بن محمد، از حسن بن عیسی بن محمد بن علی بن جعفر، از پدرش، از جدّش، از علی بن جعفر، از برادرش موسی بن جعفر علیهالسلام نقل میکند: فرمود: وقتی پنجمین نفر از فرزندان هفتم (امام کاظم علیهالسلام) ناپدید شد، خدا را خدا را در دینهایتان [مبادا کسی شما را از آن منحرف کند]. ای فرزندم! ناچار صاحب این امر را غیبتی خواهد بود تا جایی که کسانی که به او معتقدند از این عقیده بازگردند. همانا این آزمایشی است از جانب خدای عزوجل که بندگانش را با آن میآزماید. اگر پدران و نیاکان شما دینی درستتر از این میدانستند، بیتردید آن را پیروی میکردند.»
راوی میگوید: عرض کردم: ای سرورم! آن پنجمین از فرزندان هفتم کیست؟
فرمود: «ای فرزندم! خردهای شما از درک این امر کوچک است و بردباریتان طاقت حمل آن را ندارد؛ ولی اگر زنده بمانید، او را درک خواهید کرد.».
بیان شبهه
وُلد السابع: فرزند امام هفتم علیه السلام، یعنی امام رضا علیه السلام است.
روایت فرموده: هرگاه پنجمین [فرزند] امام رضا علیه السلام ناپدید شود …
پس، این روایت اشاره به غیبت نفر سیزدهم از اهل بیت علیه السلام یعنی احمد الحسن دارد!
پاسخ:
۱- فرقه مدعی در ترجمه روایت دچار اشتباه شده و “وُلد السابع” را فرزند هفتمین، یعنی امام رضا علیهالسلام معنا کرده و نتیجه گرفته، پنجمین از نسل امام رضا علیهالسلام اشاره به حجت سیزدهم دارد؟؟!!
در حالیکه بنا به فرهنگ المعانی، وُلْد، جمع وَلَد (فرزند) است.
ترجمه ی صحیح روایت می شود: هرگاه پنجمین از فرزندان هفتمین امام ناپدید شود …
پیداست که منظور، امام دوازدهم عجل الله تعلی فرحه الشریف است نه مدعی سیزده!!
۲- روایت “الخامس من ولد السابع”، هیچ ربطی به احمد الحسن ندارد، این روایت را هر جور معنی کنیم، حقانیت احمد الحسن از آن بدست نمی آید. چون که ايشان به ادعای خودش، فرزند پنجم امام زمان عجل الله تعلی فرحه الشریف است، یعنی احمد الحسن به ادعای خودش می شود العاشر من ولد السابع‼️.
فرقه مدعی در تایید امام سیزدهم روایت دیگری با همینمضمون ذکر میکند :
في حديث طويل قال فيه بعد أن عدد الأئمة من أهل بيته ثم يغيب عنهم إمامهم ما شاءالله ، و يكون له غيبتان إحداهما أطول من الأخرى ؛ ثم التفت إلينا رسول الله ص فقال رافعا صوته: الحذر إذا فقد الخامس من ولد السابع من ولدي … 38
و در يك حديث طولانى پس از آنكه امامان اهل بيت خود را شمرد ، فرمود: تا آنجا که خداوند بخواهد ، امام آنها از ايشان غايب خواهدشد و او دو غيبت دارد كه يكى طولانى تر از ديگرى خواهد بود ؛ آنگاه حضرت رسول صلی الله علیه وآله متوجه ما شد وبا صداى بلند فرمود : بر حذر باشيد زمانى كه فرزند پنجم از فرزند هفتم از فرزندانم پنهان شود …
ادعای پیروان احمد الحسن:
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: (الخامس من ولد السابع من ولدي)، یعنی: فرزند پنجم از فرزند هفتم از نسل من فرزند هفتم از نسل پیامبر صلی الله علیه وآله ، می شود امام رضا علیه السلام ، و پنجمین فرزند امام رضا علیه السلام اشاره به حجت سیزدهم دارد.
پاسخ:
اولا: در این روایت به یک ویژگی خاص اشاره شده: (يكون له غيبتان إحداهما أطول من الأخرى)، یعنی: او دو غيبت دارد كه يكى طولانى تر از ديگرى خواهد بود.
مسلّم است که این ویژگی فقط بر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف صدق میکند، نه احمد بصری!!!
این ویژگی، تاکیدی است در معرفی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان “الخامس من ولد السابع”
ثانیا: مراد از (السابع) امام هفتم- حضرت امام کاظم علیه السلام- است، چرا که آن حضرت در روایتی خود را أنَا اَلسَّابِعُ معرفی کرده اند 39
بنابراین، ترجمه ی صحیح عبارت (الخامس من ولد السابع من ولدي) می شود: پنجمین از نسل امام هفتم علیه السلام که از نسل من است، یعنی: حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، نه مدعی سیزدهم! (احمد بصری)
ثالثا: پیروان احمد بصری در روایات دیگری، عبارت (ولد السابع) را به معنای (فرزند هفتمین) می گیرند، یعنی امام رضا علیه السلام .
در ترجمه ی این روایت به روش اتباع، نتیجه ای عجیب! و البته غلط به دست می آید.
ببینید:
السابع من ولدي: یعنی امام رضا علیه السلام
ولد السابع من ولدي: یعنی امام جواد علیه تاسلام
الخامس من ولد السابع من ولدي: یعنی پنجمین از نسل امام جواد علیه السلام ، که می شود امام چهاردهم‼️‼️
بنابراین، در ترجمه به روش اتباع، مهدی دوم یا امام چهاردهم در این فرقه ثابت می شود، نه احمد بصری به عنوان امام سیزدهم!!
روشن است که روش ترجمه ی اتباع، نادرست است، زیرا:
– مهدی دوم!! در این فرقه قرار نیست به غیبت برود، چه رسد به دو غیبت!
– این روش ترجمه، نتیجه اش بر خلاف حصر عدد ائمه ی ۱۲ گانه است.
رابعا: عبارت (الخامس من ولد السابع من ولدی) را هر طور- صحیح یا غلط- معنی کنیم، باز هم حقانیت احمد بصری از آن بدست نمی آید. چون که او به ادعای خودش، فرزند پنجم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، یعنی احمد بصری به ادعای خودش می شود (العاشر من ولد السابع!!!)
بنابراین، منظور از (الخامس من ولد السابع من ولدی)، هر کس که باشد، قطعاً احمد بصری نیست .
روایت دوازدهم در توهم سیزده امامی: حدیث اصبغ ابن نباته (من ظهری)
عن الأصبغ بن نباتة قال: أتیت أمیر المؤمنین(علیه السلام ) فوجدته متفكراً ینكت فی الأرض، فقلت: یا أمیر المؤمنین! ما لی أراك متفكراً تنكت فی الأرض، أرغبة منك فیها؟ فقال: لا والله ما رغبت فیها و لا فی الدنیا یوماً قط ولكنی فكرت فی مولود یكون من ظهر الحادی عشر من ولدی، هو المهدی الذی یملأ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت جوراً وظلماً، تكون له غیبة وحیرة، یضل فیها أقوام ویهتدی فیها آخرون. فقلت: یا أمیر المؤمنین! وكم تكون الحیرة والغیبة؟ قال: ستة أیام أو ستة أشهر أو ست سنین. فقلت: وإن هذا لكائن؟ فقال: نعم كما أنه مخلوق وأنى لك بهذا الامر یا أصبغ أولئك خیار هذه الأمة مع خیار أبرار هذه العترة؛40
اصبغ بن نباته میگوید: خدمت امیر المؤمنین(علیه السلام ) شرفیاب شدم. دیدم آن حضرت در اندیشه فرو رفته و با عصایی كه در دست داشت بر زمین میكوفت. عرض كردم: ای امیر مؤمنان، چه شده كه شما را غرق در اندیشه میبینم و به زمین میكوبی؟ آیا میل و رغبتی در آن پیدا نموده ای؟ فرمود: نه، به خدا سوگند هرگز در دنیا رغبت نداشته ام، ولی دربارۀ فرزندی اندیشه میكنم كه از پشت یازدهمین فرزندان من است و او مهدی است، و زمین را از عدل و داد پر كند چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. برای او حیرت و غیبتی است كه در آن جمعی گمراه شوند و گروهی در آن راهنمایی شوند. عرض كردم: ای امیر مؤمنان، این حیرت و این غیبت چه مقدار باشد؟ فرمود: شش روز یا شش ماه یا شش سال. عرض کردم: آیا این چنین خواهد شد؟ فرمود: آری همچنان که او خلق شده است. و تو كجا و علم به آن کجا؟ ای اصبغ، اینان برگزیدگان این امّتند كه با نیكان این امّت باشند.
شبهه:
اتباع احمد بصری می گویند: (الحادی عشر من ولدی)، یازدهمین فرزند امیرالمومنین علیه السلام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و منظور از (مولود مِن ظَهر الحادی عشر من ولدی)، فرزندی است که از پشت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می آید، یعنی احمد الحسن!! که جهان را پر از عدل و داد می کند!!
پاسخ:
– کج فهمی از این روایت، در روزگار گذشته دستاویزی بود برای اثبات قائمیت علی محمد شیرازی توسط فرقه ی بهائیت، و اکنون برای اثبات قائمیت احمد بصری!! توسط فرقه ی مدعی یمانی.
چه تشابه روشی در سوء استفاده از روایات متشابه و نقل های گزینشی خلاف مشهور! بین این دو فرقه مشاهده می شود.
– این روایت به صورت های مختلفی نقل شده است:
در یک روایت، عبارت «مِن ظَهری» و در روایت دیگر، عبارت «مِن ظَهر» نقل شده است.
نقل «مِن ظَهری» بدون شبهه است، در حالی که نقل «مِن ظَهر» دستاویز سوء استفاده ی فرقه ی یمانی شده است.
شیعه دو نقل دارد:
۱- نقل اول:
مولود مِن ظَهری، الحادی عشر من ولدی
مولودی از پشت من که یازدهمین فرزند من است. یازدهمین فرزند هم می شود امامزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
۲- نقل دوم:
مولود مِن ظَهر الحادی عشر من ولدی
مولودی از پشت یازدهمین [امام] از فرزندانم.که می شود امامزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
اما اتباع که به نقل دوم استناد می کنند، ترجمه می کنند: مولودی از پشت یازدهمین از فرزندانم. که می شود فرزند امامزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
۱-در این روایت، منظور از (الحادي عشر) یعنی امام یازدهم علیه السلام . چرا که در بعضی از روایات برای معرفی و توصیف امام، به جای اینکه نام امام را ذکر کنند، عدد ترتیبی امام را به کار برده اند.
مثلاً در روایتی، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با عنوان (دوازدهمين از امیرالمومنین علیه السلام ) نام برده شده است:
… عُرِضُوا تِلْکَ الذُّرِّیَّةُ عَلَى جَدِّنَا رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَیْنَا إِمَامٍ بَعْدَ إِمَامٍ إِلَى مَهْدِیِّنَا الثَّانِیَ عَشَرَ مِنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ سَمِیِّ جَدِّهِ وَ کَنِیِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی … 41
چنان که در روایتی، امام حسن عسکری علیه السلام را با عنوان (الحادی عشر) ذکر کرده اند:
کَذَلِکَ غَیْبَةُ الْقَائِمِ فَإِنَّ الْأُمَّةَ سَتُنْکِرُهَا لِطُولِهَا : …. وَ قَائِلٍ یَکْفُرُ بِقَوْلِهِ إِنَّ «حَادِیَ عَشَرَ»نا کَانَ عَقِیماً ؛ وَ قَائِلٍ یَمْرُقُ بِقَوْلِهِ إِنَّهُ یَتَعَدَّى إِلَى ثَالِثَ عَشَرَ فَصَاعِداً .. 42
بنابراین، (الحادی عشر من ولدی)، یعنی امام یازدهم که از فرزندانم است.
درنتیجه:
(مولود مِن ظَهر الحادی العشر من ولدی)، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، نه فرزند ایشان.
– حتی اگر از نقل (مِن ظَهری) چشم پوشی کنیم و به نقل مورد استناد اتباع یعنی (مِن ظَهر) اکتفا کنیم، باز هم اتباع نمی توانند ادعا کنند که این روایت دلالت بر امام سیزده!! دارد.
به سه دلیل:
۱- نه تنها این روایت به صورت های مختلف نقل شده، بلکه حتی در نقل مورد استناد اتباع احمد بصری- یعنی (مِن ظَهر)- در معنای الفاظ این نقل از روایت، احتمالات مختلف داده شده است، یعنی برای همه ی مخاطبان کاملاً مفهومنبوده است.
۲- برداشت اتباع از ظاهر این روایت، بر خلاف روایات متواتر در حصر دوازده امام است. لذا ظاهر این نقل از روایت را باید از طریق نص صریح و محکم توجیه کرد، نه بالعکس.
۳- این نقل از روایت: (مِن ظَهرِ الحادی عشر)، شاذ و نادر است و طبق فرمایش امام باقر علیه السلام ، روایت شاذ و نادر را رها می کنیم.
فقال: یا زراره خذ بما اشتهر بین اصحابک ودع شاذ نادر…43
امام باقر علیه السلام فرمود: ای زُراره، آن خبری را که میان اصحاب و یارانت مشهور و آشکار است، فراگیر و آن را که خلاف مشهور است، رها کن.
یعنی روایت با نقل (مِن ظَهر) را رها می کنیم و به روایت با نقل (مِن ظَهری) اعتماد می کنیم.
اتباع احمد بصری روایات متواتر در حصر ۱۲ امام علیه السلام را کنار گذاشته اند، در عوض، به خاطر یک حرف (یاء) در کلمه ی (ظَهری) که ممکن است تصحیف و تبدیل به (ظَهر) شده باشد- یعنی بعضی از کاتبان و نسخه نویسان در قرنهای گذشته به اشتباه حذف کرده اند- معتقد به امام سیزده!! شده اند.
۲- علامه مجلسی رضوان الله علیه در این باره می فرمایند: امیرالمؤمنین سلام الله علیه دارند در مورد «مولود» صحبت می کنند، موضوع سخن «مولود» است، پس میشه گفت که این «من ولدی» در کنار بقیه اوصاف، اشاره به همان «مولود» داره .
برای فهم بهتر عبارت حدیث رو این طور بنویسیم: مولود یکون من ظهر الحادی عشر من ولدی هو المهدی الذی یملا الارض عدلا…
یعنی با این فرض حضرت امیر سلام الله علیه دارند این «مولود» رو معرفی می فرمایند، و توصیفش می کنند این گونه : آن مولود:
۱. از فرزندان یازدهمین است.
۲. از فرزندان من است (من ولدی)
۳. مهدی است
۴. جهان را پر از عدل و داد می کند
با این فرض دیگه شبهه ای هم پیش نمیاد. چرا که برای ” یکون من ظهر الحادي عشر” [بدون «من ولدی»] هیچ معنای دیگه ای نمیشه گفت غیر از اینکه ترجمه کنیم: او فرزند امام یازدهم است. ، نه فرزند یازدهم.
و نکته دیگر اینکه: حضرت امیر در رابطه با آن «مولود» فرمودند:
او جهان رو پر از عدل و قسط می کنه و از اونجا که این صفت، قطعا و بدون شک در رابطه با امام مهدی ، امام دوازدهم، آخرین امام هست، بنابراین قطعا و بدون شک منظور از این حدیث هم امام دوازدهمه.
هر چند که احمداسماعیل چنین چیزی رو هم مدعی شده، یعنی مدعی شده که جهان رو پر از عدل و داد می کنه (علاوه بر اینکه بطلانش کاملا بدیهیه) ولی ما روایاتی هم داریم که مثلا فرمودند: نهمین فرزند امام حسین دنیا رو پر از عدل و داد میکنه… که احمداسماعیل نتونه دیگه چنین چیزی رو ادعا کنه.
نهایتاً به معتقدین فرقه احمدالحسن خواهیم گفت:
اول :بر فرض اینکه روایت صحیح باشد نهایتا 13 امام را ثابت میکند نه 24 امام را در حالیکه احمد تعداد اوصیا را 24 تن میداند.
دوم:در آخر این روایت که اون رو هم بیان نمیکنن و تقطیع میکنند بیان میکند که مدت زمان غیبت شش روز یا شش ماه یا شش سال است ولی احمد 20 ساله که خبری ازش نیست نه معلومه زنده است نه مرده!.
سوم: در کتاب سرگردانی احمد الحسن صفحه ۸۴ به صراحت تمام بعدازبیان مشخصات امام زمان ارواحنا له الفدا و اینکه ایشان در چه سالی متولد شده اند و پدر و مادرشان کیست میگوید :
۱ـو خداوند او را زنده نگه داشته تا زمین را پر از عدل و داد کند همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد.
۲ـاز فرزندان من است (من ولدی)
۳ـمهدی است
۴ـجهان را پر از عدل و داد می کند
با تمام تلاش ودست وپا زدنی که از سوی اتباع احمد اسماعیل بصری درتحریف روایت من ظهری دیده شد تا بتوانند برای ادعاهای احمد مهر تاییدی داشته باشند و او را مخاطب روایت جا بزنند که قرار است زمین را از عدل و داد پر کند اما ثابت کردیم که با کمی تأمل در نسخه های دیگر این روایت و همچنین بهره گیری از معنای درست عبارت های این روایت و حتی چیدمان قرینه های دیگری از روایات در کنار این روایت ،ائمه علیهم السلام فقط و فقط ۱۲نفرند که دوازدهمین آنها زمین را از عدل و داد پر می کند همانطور که از ظلم و جور پرشده است واوهمان فرزند امیرالمومنین است که ایشان در موردش به فکر فرو رفته است. پس تفاوتی نمیکند که من ظهری باشد یا من ظهر
در نسخ من ظهری، معنا این میشود: از پشت من یازدهمین از میان فرزندانم
در نسخ من ظهر، معنا این میشود: از پشت یازدهمین از میان فرزندانم
نتیجه گیری
با مطالعه و بررسی این روایات متوجه شدیم در هیچ روایتی صحبتی از امامانی غیر از امامان دوازده گانه نشده و اتفاقا عدد اثنی عشر به عنوان یک برند معتبر و غیر قابل انکار شیعی می ماند که از آن به هیچ عنوان استنباط سیزدهمی نمیشود ،همان طور که مَوْلَانَا أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِق در مورد غیبت صحبت می کردندو فرمودند:
…..أَمَّا غَيْبَةُ عِيسَى ع فَإِنَّ الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى اتَّفَقَتْ عَلَى أَنَّهُ قُتِلَ فَكَذَّبَهُمُ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ بِقَوْلِهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ كَذَلِكَ غَيْبَةُ الْقَائِمِ فَإِنَّ الْأُمَّةَ سَتُنْكِرُهَا لِطُولِهَا فَمِنْ قَائِلٍ يَهْذِي بِأَنَّهُ لَمْ يُولَدْ و قائل یقول إِنَّهُ مات و قَائِلٍ يَکفُرُ بِقولهِ إنَّ حادی عَشَرَنا کانَ عقیماً وَ قَائل یمرُقُ بِقَولِهِ إِنَّهُ يَتَعَدَّى إِلَى ثَلَاثَةَ عَشَرَ وَ صَاعِداً وَ قَائِلٍ يَعْصِي اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِقَوْلِهِ إِنَّ رُوحَ الْقَائِمِ يَنْطِقُ فِي هَيْكَلِ غَيْرِه44
…اما در غیبت عیسی علیه السلام، یهود و نصاری متفق شدند بر اینکه او کشته شده است پس خداوند آنها را تکذیب کرد بقولش “و نکشتند او را و بصلیب نکردند او را” و لکن غیبت قائم نیز این چنین است.
زیرا عده ای به خاطر طولانی شدن غیبت قائم که گروهی انکار خواهند کرد. پس کسی هزیان گوید که او متولد نشده گوینده ای دیگر این کلام کفر آمیز را گوید که یازدهمین ما ائمه عقیم است و گوینده ای دیگر با این کلام از دین خارج شود که تعداد ائمه به سیزده و یا بیشتر رسیده است و گوینده ای دیگر به نافرمانی خدا پرداخته و گوید روح قائم در جسد دیگری سخن میگوید…
لذا طبق فرموده امام (علیه السلام) هر کسی که به ۱۳ امام و بیشتر قائل باشد از دین اسلام خارج بوده برای ادعایش اعتنایی نیست.
پی نوشت
- کتاب اسرارآل محمد صفحه ۴۳۳
- الاختصاص ص۲۳۳
- العجل جز الاول ص ۷۵
- كتاب الكافي ج۱ ص۵۳۱
- الإرشاد – الشيخ المفيد – ج ۲ – ص ۳۴۷
- الخصال, جلد۲, صفحه۴۸۰
- كافى ج ۱ ص ۵۳۲
- عيون أخبار الرضا عليه السلام ج۱ ص ۴۶ – كمال الدين و تمام النعمة ج۱ ص ۳۱۱
- عيون أخبار الرضا عليه السلام ج ۱ص ۴۷ – كمال الدين و تمام النعمة ج۱ ص۳۱۳ ح ۴
- من لا يحضره الفقيه ج۴ ص۱۸۰ – كمال الدين و تمام النعمة ج۱ ص۲۶۹ – الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ج۲ ص۳۴۶
- کتاب سُليم بن قيس الهلالي ج۲ ص ۶۷۵
- الكافي (ط – الإسلامية)، ج ۱، ص۵۳۲ ، ح ۹، الخصال ج ۲ ص ۴۷۸ ح ۴۲ – الغيبة (للطوسي) كتاب الغيبة للحجة، ص139.
- کافی، ج۱، ص۵۲۷ – ۵۲۸ – عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج۱، ص۴۱ – ۴۴ ح۲ و ص۴۵ ح۳ – کمال الدین،ج۱، ص۳۰۶ – ۳۰۷ و ص۳۱۲ – الإختصاص، ص۲۱۰ – الغيبة (للطوسي) كتاب الغيبة للحجة، ص۱۴۳ – ۱۴۶.
- إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات ج ۲، ص ۲۳۴
- الكافي ج۱ ص۵۳۴
- الأصول الستة عشر، أصل أبي سعيد عباد العصفري ص۱۶
- الكافي ج۱ ص۵۳۴
- تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۶۸
- تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۷۰ – المناقب، ج۱، ص۳۰۰
- الأصول الستة عشر من الأصول الأولية نویسنده : المحمودي، ضياء الدين (محقق) جلد : ۱ صفحه : ۱۳۹
- کافی، ج۱ ص۵۳۲ . غیبهطوسی ص۱۵۴
- کفایة الأثر، ص۱۵۶ . بحار الانوار، ج۲۶ ص۳۴۹ . غایةالمرام، ج۱ ص۴۷ . معجم أحاديث الإمام المهدي، ج۱ ص۴۴۰
- الهداية الکبرى ج ۱، ص ۳۶۱
- کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص: ۳۳۸
- كفاية الأثر ص ۶۹. بحار الانوار ج ۳۶ ص ۳۰۹
- كتاب سليم جلد : ۱ صفحه : ۲۳۶
- مناقب آل أبي طالب – ابن شهر آشوب – ج ١ – الصفحة ٢٤٣
- کتاب سلیم، ص۳۷۹ . بحارالانوار، ج۲۲ ص۱۴۸
- بحارالانوار، ج۲۲ ص۱۴۹
- كتاب سليم جلد : ۱ صفحه : ۲۳۶
- كتاب الغيبة – محمد بن إبراهيم النعماني – ج ١ – الصفحة ٨٤
- کفایة الاثر، ص٢٢٦
- الإختصاص شیخ مفید ص۲۳۳
- غيبة النعماني ص : ۵۸
- بیانیه البرائة ،احمدالحسن
- مناقب آل أبي طالب – ط المكتبة الحيدرية نویسنده : ابن شهرآشوب جلد : ۱ صفحه : ۲۴۳
- اصول کافی جلد۲ ص۱۳۲
- بحارالانوار: ج۵۲ ص۳۸۰ – بحارالأنوار: ج۳۶ ص۳۳۳ – بحارالأنوار: ج۵۲ ص۳۷۹
- رجوع به: الهداية الکبرى ج ۱، ص ۳۶۱
- الكافي: ج ۱ _ ص ۳
- الهداية الكبرى نویسنده: الحسين بن حمدان الخصيبي، جلد: ۱ صفحه: ۴۲۸
- بحار الأنوار – ط مؤسسةالوفاء نویسنده : العلامة المجلسي جلد : ۵۱ صفحه : ۲۲۱
- بحار الانوار، علامه المجلسی ج۲ ص ۲۴۵ باب ۲۹،باب علل اختلاف الاخبار
- کمال الدین و تمام النعمه/ شیخ صدوق/ ج ۲/ ص ۳۴.
خیلی زیبا ممنون از مطالب زیباتون .
در راه روشنگری موفق باشید .🥰❤️🙏🏻
واقعا خسته نباشید. کلی کیف کردم.
محتوا عالی . قلم روان و شیوا.
فقط یک نکته گاهی مطالب به صورت محاوره ای آمده که بهتر است به صورت کتابی اصلاح شود . آنوقت نور علی نور خواهد شد.
جسارتم را ببخشید.
چشم خیلی ممنون از نظرتون ان شاالله اصلاح میشه
مطالب بسیار مفید بود
جزاکم الله خیرا
مطالب بسیار مفید بود
جزاکم الله خیرا